آیا باید به عقاید دیگران احترام گذاشت!؟

قابل توجه کسانیکه می گویند به مذهب و عقیده دیگران احترام بگزارید!

آیا شما هم به عقیده ی دیگران و مخالفین خود احترام می گزارید؟  یا فقط این احترام گذاشتن جاده ای یکطرفه است؟!

بطور مثال:

من انسانی بی خدا، بی دین، بی وطن، و بی ناموس! هستم.

  در مورد داستان عاشورا نیز معتقدم دعوای دو پسر عمو در 1400 سال پیش بر سر قدرت بوده  و از دوران صفویه هم نوندونی خوبی برای قشر مفتخور و آخوندها  شده. همین. حالا این آخوندا داستان  درست کرده اند که یکی (یزید) مشروب میخورده و نماز نمی خونده و سگ بازی هم میکرده! و دیگری (حسین) مشروب نمی خورده و نماز می خونده و سگ بازی هم نمی کرده! خوب اولا به من و شما چه ربطی داره  که 1400 سال پیش توی کربلا اونا چه کار میکردند؟ و ثانیا اگر واقعا اینطور بوده عقل سلیم میگه یزید بیشتر از حسین می فهمیده و از زمان خودش خیلی جلو تر بوده  با قرن بیست و یک بیشتر تطبیق داشته.

و یا در مورد مذاهب من معتقدم همه شون برای قدرت، سیاست، و چاپیدن مردم درست شده اند و مبناشون خرافات و جهل و عقب ماندگی هست. و بطور مثال محمد در 25 سالگی با خدیجه زن  ثروتنمد ازدواج می کنه و از قدرت و ثروت او استفاده کرده و خودش را پیغمبر جا می زنه و تا فوت خدیجه جرات ازدواج دوم نداره ولی  بعد از فوت خدیجه زن های زیاد می گیرد و  در 51 سالگی  با عایشه 9 ساله ازدواج (تجاوز ) می کنه که اگر در هرکدام از کشورهای متمدن امروز کسی چنین کند به عنوان پدوفیل دستگیر و زندانی میشه.

خوب این ها عقاید من هست.که اکثرا هم واقعیت دارئ.  اگر به عقیده دیگران بایداحترام گذاشت  لطفا به عقیده من احترام بگزارید.

آیا محمد به عقیده دیگران احترام گذاشت؟ البته اوایل که قدرت نداشت در مکه می گفت به قول گفتنی "عیسی به دین خود و موسی به دین خود" و فقط دعوت به دین خودش می کرد. ولی زمانی که قدرت پیدا کرد دیگه از مسیحی ها و یهودی ها و زرتشتی هایی که مسلمان نمی شدند را می کشت و زن و فرزندانشان را به اسارت می گرفت و به عنوان غلام کنیز از آنها سوء استفاده می کرد. و حتی بعد ها وقتی لشکر اسلام به ایران حمله کردند تا سال ها هر کس مسلمان نمی شد را مجبور به جزیه دادن می کردند! و علامت غیر مسلمان "زنار" بر بازوی آنها بود که همه بشناسندشان! و به قول حافظ

داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید

خرقه رهن می و مطرب شد و "زنار" بماند.

به نظر به انسان ها باید احترام گذاشت ولی لزوما به عقایدشان خیر.

 من عقیده و مرام و مذهب و مسلکی که ضد زن، ضد کودک، ضد انسان و حتی ضد حیوان باشد (که همه ی مذاهب چنین اند. محمد از اول با شمشیر به قتل و غارت می پردازد. انوشیروان عادل 30 هزار مزدکی را قتل عام می کند و بعد از طرف مغان و موبدان یعنی آخوندهای زرتشتی پادشاه عادل لقب می گیرد. ،  و اخیرا نوع بودائیش که خیلی ادعای عطوفت و  مهربانی هم داشت،  دیدیم چگونه صدها هزار مسلمان را آواره و قتل عام و فراری داد و یا بخشا زنده زنده سوزاند!) بنابراین مذهب خوب نداریم که بتوان به آن احترام گذاشت.

من به مسلمان ها احترام می گزارم ولی به عقایدشان خیر، همینطور به مسیحی ها و زرتشتی ها و بهایی ها و ...

پس بیاییم به انسان ها احترام بگزاریم و عقایدشان را نقد و بررسی کنیم. هرکجایش با برابری زن و مزد، جدایی دین از دولت و .. در یک کلمه با نفس انسانی مغایرت داشت به نقد بکشیم.!

بابک یزدی

سوم اکتبر 2017