چند نکته در مورد کتاب (سرمایه) ترجمه جمشید هادیان

 

من به عنوان یک مدعی کمونیسم که کتابها و جزوات کوچکتری از مارکس را خوانده بودم همیشه وظیفه خود میدانستم کتاب کاپیتال را که مهمترین اثر مارکس است، به زور هم شده بخوانم. راستش قضیه برایم کمی "ناموسی" بود.  چندین مورد کاپیتال ترجمه  ایرج اسکندری را شروع کردم، و در خلوت،  با تمرکز، با  بلند خوانی، زمزمه خوانی و با دیگر فوت و فن هائی که بلد بودم بقول انگلیسی زبان ها تلاش (try) کردم، ولی متاسفانه دورترین راهی که توانستم بروم تقریبا ۱۲۰ صفحه بود.

دلیلی که نمی گذاشت این کار به سرانجام برسد را نمی دانستم، و به قول جمشید بقیه صفحات کتابم دست نخورده و نو باقی ماند.  من همیشه خودم را ملامت میکردم، و از شما چه پنهان در بعضی موارد هم کارل مارکس را که چرا اینقدر بغرنج و پیچیده نوشته است!
ترجمه جمشید را اما توانستم در این کمتر از سه هفته بیش از ۳۰۰ صفخه بخوانم.  با اینکه در شرایط حاضر بطور ویژه ای با کمبود وقت مواجه و درگیر چندین کار با هم  هستم.
مفاهیم پیچیده ای  مانند کالا، پول، مزد، کار، ارزش مبادله، ارزش مصرف، ارزش اضافی، سرمای ثابت و متغیر، پروسه کار، پروسه ارزش آفرینی ورا چنان ساده و روان کرده است که  انسان می فهمد که ای بابا مارکس مقصر نبوده، و گویا اشکال از ترجمه هم می تواند باشد!
خود کتاب، و ترجمه جمشید از آن، همه مفاهیم را کاملا  می رساند. چون ساده و رسا نوشته شده است و آدم را به دنبال خود می کشاند.  از نظر جذابیت آنرا مثل رمانهایی  که در دوره جوانیم (زمان مجاهد ۔ فدایی با دید  چریکی)  مطالعه می کردم (از قبیل  "نینا"، "دن آرام" ، "مادر" و)  یافتم که آدم را به دنبال خود می کشیدند و هر لحظه می خواستی بدانی که بعدش چی میشه!
نکته دیگری که من در کاپیتال متوجه شدم اینست که مارکس نه تنها فیلسوف و اقتصاد دان بوده، بلکه طنز قشنگ و نیش داری هم داشته. نقدش در خیلی موارد با طنز همراه است و خواننده را از خستگی در می آورد. مواردی از این طنزها،  طنزهای تیز منصور حکمت را  برای من تداعی می کرد.
راستی جمشید در آغاز کتاب پیشنهاد کرده است که خوانندگان دو ضمیمه آخر کتاب را اول بخوانند. من هم ضمن تایید حرف جمشید  پیشنهاد دیگری هم دارم و آن اینکه دوستانی که نوارهای درس کاپیتال منصور حکمت را دارند (اگر ندارند در سایت منصور حکمت موجود است) را همزمان گوش بدهند که  در فهمیدن بهتر کاپیتال بسیار مۏثر است.
من یک بار دیگر به جمشید دست مریزاد گفته و امیدوارم بعد از استراحت و رفع خستگی ترجمه ی  جلدهای بعدی کتاب را یواش یواش در دست بگیرد.
بابک یزدی
۳۰ ژوئن ۲۰۰۷
babakyazdi@yahoo.com
www.babakyazdi.com