یادداشتهایی از سفر به مالزی

 

تهیه و تنظیم : بابک یزدی

babakyazdi@yahoo.com

 

روز یازده  آگست   جهت دیدار دوستم عازم مالزی می شوم. حدود ۲۶ ساعت پرواز و تعویض ۳ فرودگاه. از تورنتو به لوس آنجلس، از لوس آنجلس به تایپی (تایلند)، از تایلند به سنگاپور و از سنگاپور به کوالالامپور پایتخت مالزی. تقریبا این طولانی ترین مسافرتی است که تا کنون داشته ام. قبل از آن سفری از هندوستان به پاریس (فرانسه) و از پاریس به تورنتو و از تورنتو به سنت جونز (مرکز نیو فاند لند) داشته ام که در مجموع کمتر از بییست ساعت طول پرواز بوده ولی این یکی بیش از بیست و پنج ساعت پرواز و واقعا  خسته کننده بود.

در فرودگاههای تایلند و سنگاپور برعکس تمامی فرودگاههای اروپایی و آمریکا و کانادا امکان دسترسی به اینترنت مجانی هست  و به تعداد کافی برای مسافران کامپیوتر و اینترنت مجانی در نظر گرفته اند. در صورتی که در بعضی از کشورهای اروپایی که اینترنت هست باید دقیقه ای پول داد.

کشور مالزی تقریبا ۲۳ میلیون جمعیت دارد و ۲۱ ایالت. جمعیت مالزی  حدود ۶۰ درصد مالزیایی الاصل، ۲۰ درصد چینی و ۲۰ درصد هندی هستند. گویا تا بیش از ۱۰ سال قبل مذهب در دولت نقش زیادی نداشته است ولی از  ۱۰ سال پیش  نخست وزیر مالزی خود را مسلمان معرفی کرده و اعلام می کند که ما مسلمان هستیم و من از مردم مسلمان مالزی (منظورش ۶۰ درصد مالزیایی الاصل ها هست ) می خواهم که حجاب اسلامی را رعایت کنند و پیشنهاد من هم چنین نوع  و فرم لباسی هست. که  روسری و پوشاندن تمام موی سر می باشد. از آن به بعد تقریبا همه زنان غیر چینی و هندی  مالزی که  مسلمان تلقی می شوند محجبه می شوند. البته قبل از آن هم خیلی ها با حجاب بودند ولی با این اعلام تقریبا حجاب اجباری می شود.

روسری زنان به اصطلاح مسلمان به این شکل هست که تمام مو را می پوشاند ولی خیلی از جوانان پیراهن های آسین کوتاه و حتی با سینه های باز و شلوار لی و تنگ اما با روسری هستند.

این به اصطلاح اسلامی  شدن کشور تا حدودی تحت تاثیر رژیم اسلامی در ایران  و همچنین حدود زیادی هم عربستان سعودی و کشورهای دیگر عربی و به اصطلاح اسلامی بوده است. به ویژه توریستهای زیادی که از این کشورها به مالزی می آیند. فراموش نشود که  بودجه های زیادی هم عربستان در این کشور هزینه کرده و خرج می کند.

امسال پنجاهمین سالگرد استقلال مالزی از انگلستان است.  مالزی مانند هند و پاکستان تاثیرات زیادی از انگلستان گرفته است. به طور مثال سیستم  رانندگی، سیستم ساب وی زیر زمینی و هوایی،  قطارها و...  از سمت چپ است و اتوبوسها و قطارها تقریبا سیستم آن مانند انگلیس است با این فرق که بیشتر قطارها بدون راننده و کامپیوتری هست. زبان انگلیسی را تقریبا همه می دانند و زبان رسمی اداری تقریبا انگلیسی است. رشد تکنولوژی، شهر سازی، ساختمان سازی، جاده سازی  و پیشرفت  در این زمینه ها  در ۲۰ سال گذشته خیلی سریع و مثبت بوده است. و مالزی سعی دارد خودش را در این زمینه با کشور های آسیای جنوب شرقی و تایوان و کره و هنگ کنک   مقایسه کند.

شهری جدید مجاور کوالالامپور ساخته اند به نام  "پوترا جایا" که بیشتر مرکز اداری و دولتی است که شهری اسلامی است و مسلمانها بیشتر دست اندر کار آن هستند که گویا بیشتر با بودجه و وام عربستان سعودی ساخته شده و کاملا مذهب و اسلام را در این شهر مشاهده می شود و دست بالا را دارد.  دو زبان رسمی این شهر مالی و عربی است و به جای انگلیسی عربی بیشتر به چشم می خورد. شهر تقریبا پایتخت اداری و دولتی است و بیش از ۹۰ درصد دست اندرکاران و کارکنان آن مالی و به اصطلاخ مسلمان هستند. این شهر کاملا جدید با خانه سازی و ساختمان سازی جدید و مدرن و امروزی است و همه در اختیار مالی ها (به اصطلاح مسلمانها) هست.

 در این شهر هفت پل بزرگ بر روی رودخانه ها و دریاچه های مصنوعی ساخته اند که بیشتر ماکتی واقعی هست از پل های معروف جهان و از جمله پل خواجوی اصفهان. چراغهای هر خیابان در این شهر با طرح و دیزاینی مخصوص طراحی شده که با خیابان بغلی فرق می کند و به تعداد خیابانها شکل و طراحی مختلف  چراغ  می بینید.

توریستهای عرب به ویژه زنان کاملا محجبه و به قول بعضی ایرانی ها "کلاغ سیاه ها"  زیاد دیده میشوند. در سالهای اخیر رفت و آمد مقامات رژیم اسلامی ایران با آنها زیاد تر شده و حدود هزار دانشجوی ایرانی که البته تعداد بورسیه ای آنها کم است در این کشور مشغول اخذ فوق لیسانس و دکترا هستند. تورهای هفتگی مسافران ایرانی در این چند سال نیز به مالزی زیاد شده است.

شهر جدید دیگری هست که "شاه علم"  نام دارد و تقریبا شباهت زیادی به "پوترا جایا"  دارد ولی این شهر از پوترا جایا هم بیشتر اسلامی است و مساجد و مکاتب اسلامی در آن بیشتر  می بینید و در تصور  من  شهر "قم" آنهاست.

 

سیستم حکومتی آن مجموعه و مخلوطی از عقب ماندگی است. پادشاهی را از انگلیس برای خود نگه داشته اند ولی پادشاه خود را هر پنج سال انتخاب ! می کنند. در هر ایالت هر پنج سال یک پادشاه انتخاب می کنند و بین همه این پادشاه ها یکی را به عنوان شاه شاهان انتخاب می کنند که او را سلطان خطاب می کنند. یک چیزی مشابه انتخابات رۂیس جمهوری جاهای دیگر ولی دولت اصرار دارد که سیستم را پادشاهی بنامد و امسال که پنجاهمین سال استقلال آنهاست از پرنس چالز و پسران دیانا برای سالگرد استقلال خود دعوت کرده اند. احزاب سیاسی وجود ندارد ولی اخیرا گویا چند حزب کوچک  آپوزیسیون "نیمه مخفی نیمه علنی"  حول آوردن دموکراسی با خود صحبت هایی کرده اند.

خط رسمی کشور لاتین است و زبان مالی را هم به خط لاتین می نویسند مانند ترکیه.

چینی ها و هندی ها که تقریبا ۴۰ درصد جمعیت را تشکیل می دهند و غیر مسلمان تلقی می شوند امکانات کمتر ولی راحتی و تا حدودی آزادی بیشتری دارند. بطور مثال اجباری در پوشش اسلامی و شرکت در مراسم مذهبی را ندارند. سیستم ازدواج آزاد و سکولار را دارند.

 مسلمانان از طرفی شغل های خوب و بالای  دولتی و اداری، پلیس و ... بیشتر به آنها می رسد. در ادارات نشسته و کاری در مجموع انجام نمی دهند. خانه و شغل آنها تقریبا تضمین شده است.  به اصطلاح مسلمانها  اما محدودیت های اسلامی را دارند،  باید حتما ازدواج اسلامی داشته باشند و به هیچ وجه نمی توانند ازدواج سیویل و سکولار داشته باشند. حتی اگر شهروند غیر مالزیای که نام به اصطلاح اسلامی و یا متولد کشور اسلامی باشد اگر در مالزی قصد ازدواج دارد را باید حتما ازدواج اسلامی بکند و نمی تواند ازدواج سیویل و سکولار داشته باشند مگر اینکه از سفارت کشور خود نامه ای بیاورد مبنی براینکه سفارت تایید کند که ایشان دیگر مسلمان نیست. ا حالا حدس بزنید که بطور مثال یک زن ایرانی که سالهاست ساکن مالزی هست و هیچ اعتقادی هم به اسلام و مذهب  هم ندارد و برای زندگی مشترک خود تصمیم به ازدواج سکولار و سیویل  بگیرد. ایشان باید به سفارت ایران رفته و نامه بگیرد که دیگر مسلمان نیست! و این یعنی ارتداد در ارتداد و ...

 برای ۶۰ درصد به اصطلاح مسلمانان رفتن به نماز جمعه واجب و ضروری است و در صورتیکه مسلمانی که شاغل در ادارات دولتی است  در سال ۴ مرتبه به نماز جمعه نرود مرتد اعلام می شود. ( ۴ مرتبه نماز جمعه نرفتن در سال مساوی است با ارتداد!)

تعطیلات پایان هفته روزهای شنبه و یکشنبه هست و عصر روز جمعه هم برای مسلمانان برای نماز جمعه تعطیل است و اگر معذوریتی برای تعطیل شدن باشد از یک تا ۳  بعد از ظهر رسما تعطیل است.

مردان مسلمان که به مکه رفته  و حاجی می شوند عرق چینی روی سر می گذارند و به اصطلاح اجر و قربی بیشتری در جامعه دارند و به آن هم می بالند. مذهب واقعا کسب بزرگی است بین دولت مالزی و عربستان و در آمد هنگفتی هم نصیب دو دولت خواهد کرد. مالی ها برای حج به مکه می روند و ساکنان عربستان سعودی به عنوان توریست به مالزی می آیند.

مالزی کشور قشنگی برای توریستهاست و جاهای دیدنی بسیاری دارد. از پارکهای قشنگ و مصنوعی تا دریاچه های و پلهای قشنگ و مصنوعی تا کازینوهای مختلف.

مشروب در ملا عام  و رستورانهای عمومی نمی شود خورد و فقط در هتل ها و بعضی رستورانهای مخصوص و مد بالا و دیسکو ها.

واحد پول مالزی رینگت است که هرسه و نیم  رینگت معادل به نزدیک یک دلار آمریکایی است.

رشوه در سیستم پلیس رواج زیادی دارد. راننده تاکسی که مرا به فرودگاه آورد صحبت می کرد که به عنوان مثال  برای امتحان گواهینامه تاکسی ۳۰۰ رینگت باید بپردازند ولی کمتر کسی هست که زودتر از دفعه پنجم او را قبول کنند که ۵ دفعه  امتحان می شود ۱۵۰۰ رینگت. ولی کافی است با یک افسر پلیس آشنا باشی و هزار رینگت رشوه بدهی و دفعه اول قبول شوی و این تقریبا به صرفه هست چون وقت و پول کمتری را به هدر می دهند، و هر کس کما بیش یک افسری را می شناسد. این گواهینامه هم فقط برای ۳ سال اعتبار دارد و دوباره همین داستان باید تکرار شود.

تعداد زیادی موتور سوار را شما در مالزی می بینید که بیشتر آنها موتور های کوچک وسپا را دارند که اکثر آنها  کاپشن هایشان را برای جلوگیری از باد و گرد و خاک و خاشاک و  ... وارونه می پوشند. که شکل خنده دار و کمیکی پیدا می کنند.

در حال حاضر فصل بارانهای شدید موسمی هست که  خیلی شدید ولی به محض تمام شدن همه جا خشک است و در خیابانها آبی مشاهده نخواهید کرد.

بعد از واقعه ١١ سپتامبر بزرگترین برجهای دوقولوی جهان در حال حاضر در مالزی هست.