آقایان سیامک ستوده، حسن زرهی و شهرام بینش

 

این نامه هم زمان به سه نشریه روشنگر، شهروند و ایران استار  و همچنین به پر بیننده ترین  سایت های چپ فارسی زبان یعنی به ترتیب  روزنه و آزادی بیان نیز ارسال می شود در صورت جوابی از هر کدام از این نشریات باز در سایت های مذکور و از جمله سایت خود من بابک یزدی درج خواهد شد.

www.babakyazdi.com

babakyazdi@yahoo.com

 

****

 فارسی زبانان شهر تورنتو بیشتر از طریق نشریات شهر ارتزاق فکری شده و مهندسی افکار آن ها  را این نشریات شکل می دهند. همانطور که در کشور سوۂد رادیوها و در لوس آنجلس تلویزیون ها این نقش را به عهده گرفته اند.

از این رو بهتر است که نشریا ت این شهر را کمی بهتر و بیشتر بشناسیم.

 

شهر تورنتو بیش ازده نشریه  هفتگی و ماهیانه  دارد  و حدود همین تعداد هم در ده سال گذشته آمده و رفته اند.  بیشتر این نشریات  رنگین نامه، آگهی نامه و تعداد اندکی هم  واقعا ننگین نامه هستند که بیشتر آنها را طیف راست، سلطنت طلب، نیمه اسلامی، نیمه لیبرال، بی خیال دموکرات و نان به نرخ روز خور می چرخانند. به همین دلیل این مطلب را با آنها کاری نیست، و به ۳ نشریه مهم شهر یعنی روشنگر،  شهروند و ایران استار خواهم پرداخت.

شهروند:

نشریه شهروند نشریه ایست که بیش از پانزده سال است یکی از نشریات و شاید مهمترین نشریه شهر بوده و توانسته است خودش را جا بیندازد. اوایل راست ها آن را چپ می پنداشتند و چپ ها آن را راست. نشریه ای است که گرایشات توده ای اکثرتی دارد و جنبش ملی اسلامی را به خوبی نمایندگی کرده و در فروش دو خرداد به مردم شهر نقش به غایت خوبی بازی کرده است. در اوج برو بیای دو خرداد  هر ماه سردمداران این جنبش  را به خارج دعوت   کرده و مردم را به سخنرانی این پیامبران آزادی اش از قبیل گنجی و نبوی و رۂیس دانا و ... مشغول می کرد. باهر عسطه ای از منتظری و یا خاتمی آنهارا به عرش اعلا می برد. ولی اعتراضات و اعتصابات کارگری را یا نمی دید و یا فراموش می کرد ویا در گوشه ای بی رنگ و لعاب مطرح می کرد.  در چند سال گذشته سرود انترناسیونال را گلزار خاوران عامدانه سانسور کرده  ولی ده ها صفحه را به گنجی و شیرین عبادی اختصاص داده،  انتظاری هم از این نشریه بیش از این نیست چون جنبش خاصی را نمایندگی می کند.

هر چند وقت یکبار هم یکی از آنها از شهروند جدا شده نشریه دیگری با همین مضمون و کمابیش با همین خط می زند و پس از چند صباحی در رقابت با برادر بزرگترش شکست خورده و  تعطیل می شود. اسامی آنها را بخواهیم قطار کنیم کم نیستیند. یکی از همکاران شهروند که چند سال پیش از شهروند جدا شد در نشستی با من مطرح کرد که من می خواهم نشریه ای را تاسیس کنم که به جز حقیقت چیزی را ننویسد! من در پاسخ به او گفتم که حقیقت چی و کی؟ حقیقت چه جنبش و طبقه ای را ؟ و این  ظاهرا برایش غیر قابل فهم بود.به او نشان دادم که بیش از یکصد کانال تلویزیونی در این شهر بیشترشان  دارند   در حقیقت سر مردم را گرم می کنند تا سرمایه  و مناسبات سرمایه داری راحت تر به بازتولید خود ادامه دهد. گفتم اکثر نشریات حقیقت را می نویسند و اکثر مدیا حقیقت را می گویند ولی حقیقت جنبش و طبقه ی خود را. در شهر تورنتو حزب و جنبش کمونیست کارگری  نزدیک ۳ سال کمپین علیه دادگاه های شریعه را به همراه بیش از ۱۰۰ جریان کانادایی راه انداخت و در نهایت پیروز شد  و شهروند حتی یک مورد هم با فعالین این جنبش  مصاحبه نکرد و حتی در این مورد هم اگر چیزی نوشت با فلان دو خردادی و توده ای اکثریتی مصاحبه کرد نه با هما ارجمند. در این شهر اگر سگ یک ایرانی در مسابقه ای اول شود .شهروند عکس اش را در صفحه اول خود بزرگ می زند. یکی در فلان  مسابقه   و یا در فلان مدرسه   کمی بهتر و بیشتر از دیگران بوده  شهروند در بوق و کرنا می کند، فلانی قهرمان بهمان چیز می شود!  و...

 از ۱۰۰ صفحه شهروند ۸۰ صفحه آن به قهرمانان دو خردادی ، توده ای اکثریتی و اخیرا سلطنت طلب اختصاص دارد  و این ها همه حقیقت است ولی حقیقت جنبش راست و دو خردادی و ملی اسلامی.  هر وقت هم با به روایت خودش اپوزیسیون مصاحبه می کند در جناح راست داریوش همایون و رضا پهلوی را دارد و در جناح به فکر خودش چپ از فرخ نگهدار شروع کرده و در راه کارگر درجا می زند و چشمش در مورد چپ فراتر از آن نمی تواند بیند!

اینکه مریم نمازی دو سال پیش برای اولین بار  جایزه ی سکولاریست سال را از آن خود می کند و نشریاتی مانند گاردین هم مجبور به انعکاس آن می شوند نیز حقیقت است ولی چون ربطی به جنبش آنها ندارد برای شهروند مهم نیست ولی در همان هفته مثلا تیتر شهروند این است که گربه همیساده براهنی عطسه کرد!

 

ایران استار:

هفته نامه ایران استار به نظر من مثل آش شعله قلمکار است و کمابیش همه چیز در آن یافت می شود ولی بی نظم است و اگر کسی بخواهد مطلبی را در آن پیدا کند باید تمام روزنامه را بخواند تا مطلب مورد نظر را پیدا کند.  شهروند در این مورد حد اقل نظم   یک نشریه امروزی و مدرن را داراست. ایران استار هر چند گوشه ای از جنبش ملی اسلامی را گرفته ولی چندان بلند گوی جدی یی برای کسی نشده و زندگی اش را می کند و نشریه ای خنثی شده و کم کم دارد حاشیه ای می شود. امیدوارم به سرنوشت روزنامه ایرانیان دچار نشود.

 

روشنگر:

ماهنامه روشنگر اما در این ماه  نهمین شماره خود را منتشر کرد. کمتر از یک سال تیراژش از  ۵ هزار به بالای بیست هزار رسید. رسالت خود را روشنگری و مذهب ستیزی و مبارزه با خرافات و تبلیغ بی خدایی ، آتۂیستی و سکولاریستی مطرح کرده است. و در این عرصه نیز فعال و کوشا نیز بوده است. و به همین دلیل جای تبریک و تشکر را دارد. جنبش بی خدایان را تا حدودی انعکاس داده  نشانه آن هم مطالبی  از جمله "چرا مسلمان نیستم"، از تسلیمه نسرین و خود من ، "چرا مسییحی نیستم" از برتراند راسل و مطالب تحقیقی و با ارزش دیگر و از جمله  مطالب خود سیامک ستوده و داوکینز و دیگران است.  رک گویی، مذهب ستیزی و خرافه زدایی نشریه چنان بود که در اوایل خیلی ها آن را به حزب کمونیست کارگری منتسب می کردند. شاید چون تا به حال تنها این حزب و جنبش بوده که به طور واقعی برعلیه خرافات و مذهب بطور جدی و  سیستمایتک مبارزه و کار کرده است. این نشریه هر چند آگهی هم دارد ولی  آگهی نامه نیست، کسی از طریق آن نان نمی خورد . بلکه دست اندرکاران آن با اینکه سعی می کنند  از نان خود نزنند ولی  بیشتر از جیب مبارک  هم خرج می کنند تا نشریه تداوم داشته باشد. انسان های شریفی هستند که بیشتر وقت و زندگی خود را در راه آگاهی دادن، خرافه ستیزی و افشای مذاهب و روشنگری جامعه مشول اند.

این نشریه خود را به جنبش ضد مذهبی و بی خدایی و سکولاریستی  متعلق می داند.  کار فنی، صفحه آرایی، پخش، ادیت،مدیریت داخلی  و... به جز چاپ این نشریه  همه داوطلبانه صورت می گیرد. و فعلا با تنگنای مالی روبرو است  . با این همه نشریه ای است دوست داشتنی و خواندنی.

چنین نشریه ای حق دارد از انسان های آگاه و مسؤل و دردمند جامعه طلبکار باشد. از آنها نه تنها نظر بخواهد، برای بهتر کردن اش، برای پربارتر شدن اش و تبلیغ  و ترویج آن و برای پخش و نشر آن. اگر روشنگر به بخشی از نیاز جامعه پاسخ گفته حق هم دارد از جامعه بخواهد تا به نیاز آن پاسخ بدهند.

 

و اما از طرف دیگر  مردم و جامعه از چنین نشریه ای انتظاری بیشتر دارند. انسانهای مسؤل و آگاه جامعه حق دارند در مورد آن نظر بدهند و تحقیق کننند. انتقاد کنند و از این منظر من نیز که از اولین شماره این  نشریه دستی  بر آتش آن داشتم نقدی هم نیز  به آن دارم.

دقیقا در بحبوحه شروع کار و  نشر روشنگر جنبش آتۂیستی و بی خدایی ایرانیان وارد مرحله تازه ای شد. عده ای از ایرانیان با اسم و رسم  و علنی کردن عکس های خود در مدیای عمومی کشورهای اروپایی از آلمان گرفته تا انگلیس و اسکاندیناوی دیگر نه از موضع دفاعی که  از موضع تعرضی به اسلام مطرح کردند که ما از اسلام برگشته ایم! و  ما دیگر مسلمان نیستیم. جرمی که در اسلام سزایش قتل است! و تا کنون خیلی ها به همین جرم اعدام شده اند.  اینها  بدون هیچ گونه ترسی از فتوا  و تحدید آخوندهای مرتجع و مراجع مرتجع تر آنها در هر کشور ده ها نفر عکس ونام خود را علنی کردند.   انعکاس وسیع این جنبش  چنان بود که اسلامی ها نیز در خیلی موراد عقب نشینی کردند و به جز چند تهدید ( همانطور که در تورنتو در مقابل روشنگر چنین کردند) هیچ غلطی نتوانستند بکنند. و این پیروزی بزرگی برای جنبش آتۂیستی و سکولار نه تنها در ایران بلکه در جهان بود. بیش از ۱۵۰ خبرنگار در یک روز مینا احدی را محاصره کرده تا از این اقدام شجاعانه  و شهامت بی نظیر این جمع مطلع شوند.  پلیس آلمان مجبور  شد امنیت  مینا احدی رهبر این جنبش را به عهده گرفته و او را  تحت محافظت خود قرار دهد. از سی ان ان تا بی بی سی، از گاردین تا رادیو فردا، از صدای آمریکا تا رادیو فراسنه همه مجبور شدند این جنبش را به رسمیت بشناسند و با رهبرانش مصاحبه کنند. و یا گوشه ای از آن را انعکاس دهند.

 ماه گذشته  مینا احدی در بین ده شخصیت مبارز، سکولار و آتۂیستی که کاندید سکولاریست سال بودند  جایزه سکولاریست سال را به خود اختصاص داد. این برای جنبش سکولاریستی، آتۂیستی و بی خدایان افتخاری را نصیب همه کرد ریچارد داوکینز   در بخشی از پیام خود بیدن مناسبت می گوید" من مدتهاست احساس میکنم که کلید دفع تهدید جهانی تروریزم و ظلم اسلامی در غایت امر در بیداری زنان است٬ و مینا احدی رهبر کاریزماتیکی است که در راه این هدف فعالیت میکند" متن کامل پیام داوکینز در ساتیها و از جمله سایت مینا و روزنه هست که از آوردنش در اینجا خود داری می کنم.  داوکینز  در پایان پیامش چنین می گوید "بنابراین شجاعت اکس مسلم که بپا خاسته و راه مبارزه با این دین را در پیش گرفته شایسته بیشترین ستایش ها و سپاس های ماست. مینا احدی در صف مقدم این گروه شریف [اکس مسلم] قرار دارد. من به او درود میفرستم و دریافت این جایزه بس شایسته بعنوان سکولاریست سال را به او تبریک می گویم.  .  انعکاس خبر نام   مینا احدی به عنوان سکولاریست سال را  اکثر رسانه های مهم جهان انعکاس دادند. نشریات و رادیو و تلویزیون های زیادی در سرارسر جهان  با مینا احدی مصاحبه کرده، تبریک گفته و یا این خبر را انعکاس دادند.

طبیعتا از نشریات فارسی زبان  راست، توده ای اکثریتی، دو خردادی و حتی چپ سنتی که این جنبش بی خدایی و ضد مذهبی  مقدسات آنها را زیر سؤال برده بود انتطاری جز سکوت و سر به زیر برف کردن نبود. اما سوال اصلی من  این است. آن هم خیلی جدی از روشنگر،  من نه به عنوان یک فعال جنبش کمونیستی و کارگری، نه به عنوان فعال جنبش برای آزادی زندانیان سیاسی ، نه به عنوان فعال عرصه پناهندگی  و زنان و کودکان و ... بلکه به عنوان یک فعال جنبش و عرصه بی خدایی و سکولاریستی و یک نفر انسانی که از منجلاب اسلام بیرون آمده و افتخار همکاری با روشنگر هم دارم سؤال می کنم که آیا نشریه روشنگر که به درست ادعای ضد مذهبی، بی خدایی و سکولاریستی دارد  در این مورد چه چیزی را انعکاس داد؟ البته در اوایل یکی دو مورد سر و ته بریده اگر نگویم سانسور شده اشاره های کوچکی به جنبش اکس مسلم کرد. خیلی ها انتظار داشتند اولین نشریه ای که به مینا احدی تبریک می گوید روشنگر باشد. شاید انتظار بی جایی بود.  ولی جای آن نبود که اگر با مینا احدی مصاحبه نمی کرد، اگر به ایشان تبریکی نمی گفت حد اقل در یک جمله خبر واقعه را منتشر می کرد که مثلا "مینا احدی جایزه سکولاریست سال را از آن خود کرد"؟!  آیا ترس روشنگر این بود که باز هم  آن را به حزب کمونیست کارگری منتسب کنند؟ آیا ریچارد داوکینز هم منتسب  به حزب کمونیست کارگری بود؟

البته خیلی ها پاسخ شا ن این است که حزب کمونیست کارگری تلویزیون ۲۴ ساعته دارد، نشریات و سایتهای متعددی دارد و خودش به قدر کافی این کار را کرده است! آیا پاسخ روشنگر هم همین است؟

خیلی ها می گویند حزب کمونیست کارگری نخود هر آشی هست از مساۂل کارگری گرفته تا پناهندگی، تا زنان، تا کودکان، تا علیه سنگسار و اعدام، تا جنبش دانشجویی و جوانان و ... و شما فقط به یک عرصه بچسبید!  آیا پاسخ روشنگر هم همین  است؟

البته من باید اذعان دارم که این حزب علیرغم همه نقاط ضعف و قوتش نه تنها در جنبش کارگری بیشترین نیرو را گذاشته و سعی کرده با کمپین ها، تلویزیون، سایتها و آکسیون و تظاهرات و ... مدافع اول کارگران و حقوق آنها باشد و برای برپایی حکومت کارگری اولین حزب جدی این عرصه است، بلکه در عرصه های دیگر که در بالا اشاره شد نیز سعی کرده دوم نشود و این گویا گناه این حزب است.

می دانم که نشریه شهروند ممکن است این نامه را چاپ کند ولی مطمۂن هستم جوابی برای آن ندارد. اما انتظارم از نشریه روشنگر جوابی در خور است. ایران استار را هم به عهده خودش می گذارم.

بابک یزدی

۱۲ نوامبر ۲۰۰۷