رفیق خوبم سعید عزیز

 

راستش همانطور که می دانی  من درگیر چند کار و فعالیت و جبهه هستم و به همین دلیل وارد اختلاف شما و سیامک نشدم و امیدوارم به هیچ وجه حمل بر بی اعتناعی من نکنی.

 راستش ترجیح میدهم بیشتر از این نامه هم وارد بحث نشوم به دلیل ذیق وقت و باز آن را به حساب کمبود وقت و کار و درگیری زیاد بگذار و نه هیچ چیز دیگر.

 

و اما اگر تیتر وار بخواهم به صحبت ها و مطالب تا کنونی  شما بپردازم (هر چند به ترتیب و با نظم نیست و حدود 2 ساعت  از نیمه شب گذشته و باید صبح بروم کار راستش 120 تا ای میل نخوانده هم دارم)  می توانم به این نکات اشاره کنم.

 

1- پیش نماز مسجد امام علی و عملا جنبش کثیف اسلامی در تورنتو حرکت کثیفی کرد، نشریات محلی اینجا و از همه مهمتر بلند گوی دو خرداد و ملی اسلامیها شده اند، مطالبی که در نقد اسلام نشریه دیگری می نوشت را دیگر حاضر به چاپ نشد و ...  که  پس از جلسات متعددی که سیامک ستوده با افراد مختلف از جمله با من و تعدادی دیگری از رفقا  گذاشت به این نتیجه رسیدیم که این حرکت اسلامیها  و کلا این پیشروی راست در جامعه تورنتو را نباید بی جواب گذاشت و ابتکار انتشار نشریه نتیجه این جلسات بود. و من هم صفحه بندی آن را تقبل کردم.

 

2- من نه تنها  عضو حزب هستم. بلکه تمام وجود خود را حزبی میدانم  و اگر در هرکجا که همکاری می کنم حرکت و برنامه ای به نظر من ضد حزبی ( و نه غیر حزبی) ببینم اعتراض و  برخورد خودم را خواهم داشت. وطبیعی است با دانش امروزی خود اگر زمانی بین پروژه ها و برنامه های غیر حزبی که کار میکنم تضادی بین آنها و حزب ببینم مسلما حزب را ترک نخواهم کرد بلکه دیگر با آن پروژه همکاری نخواهم کرد.

 

3- نشریه روشنگر نشریه ای حزبی و یا پروژه ای حزبی نیست و من در نشریه روشنگر پروژه حزب را پیش نمی برم. همانطور که در کانون خاوران با اینکه مدیر اجرایی و یکی از بنیانگذاران  آن هستم چنین است. طبیعتا  خاوران پروژه ای است که برای آزادی زندانیان سیاسی، لغو شکنجه و لغو اعدام و محاکمه سران رژیم اسلامی  فعالیت  می کند و نه تنها هیچ مغایرتی با حزب و پروژه های حزبی ندارد بلکه به نظر من هر کمونیستی که به این عرصه علاقه دارد جایش در این کانون است.

4- سردبیر نشریه روشنگر سیامک ستوده هست و مثل هر سردبیر دیگری مطالب را در نهایت ایشان هست که انتخاب می کند. همانطور که نشریه انترناسیونال را در نهایت مطالبش را محسن ابراهیمی انتخاب می کند و نه حتی حمید تقوایی که لیدر حزب است (البته در پرانتز بگم که حمید هم نشریه را دیده و خوانده بود و نظری کاملا مثبت نسبت به آن داشت). باید بگم که  ما هم در نشریه پیشنهاد می دهیم  ولی در امور همدیگر دخالت نمی کنیم . همانطور که امور فنی و صفحه آرایی را من در نهایت تصمیم میگیرم. و نه دیگران. و این دلیل بر آن نیست که من و سیامک در هرموردی توافق داریم. اگر اینطور بود یا ایشان عضو حزب بود و یا انیکه من مدتها پیش از حزب استعفا داده بودم. همکاری ما در حال حاضر تنها حول این نشریه است.

 

5- روشنگر یک عرصه ای را انتخاب کرده که افشاگری  برعلیه خرافات و مذاهب گوناگون  است و منهم چون  به این عرصه علاقه ویژه ای دارم، همکاری می کنم. اگر این نشریه با این شیوه پیش رود  حتی اگر نامی از کمونیست و حزب کمونیست کارگری هم در هیچ شماره اش نباشد باز هم من آن را یک پروژه ای کمونیستی ارزیابی می کنم.

6- ما تجربه عدم موفقیت  ایران پست را در تورنتو داریم و راستش من به هیچ وجه مایل نیستم آن تجربه در مورد روشنگر هم  تکرار شود.

 

 این نشریه ای  اینترنتی وفقط  بحث برای روشنفکران نیست. ده هزار نسخه چاپ و در سطح شهر پخش می شود.  بیشترین استقبال را مردم عادی از این نشریه کرده  و بیبیشترین نقد را تاکنون همین چپ های علی العموم (که من و شما سنتی می نامیمشان) و  به نظر من چپی بی عمل، بی برنامه، بی تاثیر، بی حرکت هست که خودش  را در نقد کمونیست کارگری و حزب کمونیست کارگری تعریف می کند، و وقتی به امثال روشنگر، کمیته علیه اعدام،   کمپین علیع سنگسار، کمپین علیه دادگاههای شریعه، سکولاریست سال شدن مریم نمازی و ... هم می رسد کل حرفش این است که نباید به مذهب توده ها توهین کرد. اعدام انقلابی و غیر انقلابی داریم!. این کارها لیبرالی و بورژوایی است. نبلید بین کارگران مذهبی و غیر مذهبی اختلاف انداخت (منظور این است که نباید کارگران را آگاه کرد). کمونیستها باید طبقه کارگر را متحد کرده و سازماندهی کنند (که یک گام هم در این مسیر برنداشته و نمی دارند). سعید جان من نتیجه دو شماره روشنگر را نه در عدم چاپ مطلب شما که در نقد ها، تهدیدها و استقبالی که از آن شده می بینم. و همراه این ای میل یکی از تهدید هایی که خود من شدم و در پیام گیر محل کار من گذاشته شده را برایت می فرستم. همراه با نامه سرگشاده من که در روزنه هست. البته فحش ها و .... آن را به حساب فرهنگ و ماهیت جنبش کثیف اسلامی بگذار !!!.

7- همکاری من و سیامک ستوده حول انتشار ا ین نشریه است و نه فعالیت های حزبی و یا پروژه های کمونیستی.

8- من لزوما هر کس را که با ما (حزب کمونیست کارگری) نیست، بر ما نمیدانم.

9- من به پروژه های اجتماعی که ضد کمونیست و ضد حزب کمونیست کارگری نیست نگاه می کنم و اگر وقت، حوصله  و علاقه داشتم، به نسبت وقت، حوصله  و علاقه ام شرکت و همکاری میکنم.

10- من عدم درج مطلب شما را در نشریه سانسور نمی دانم بلکه اگر چاپ شده بود  و قسمتی از آن به عمد حذف شده بود (نه حتی مختصر شدن) آن را سانسور می نامیدم. همانطور که خیلی از اعضا و کادرهای حزب هم مطالبی می نویسند برای انترناسیونال و محسن چاپ نمی کند. تشخیص او کافیست و هیچ رفیقی هم نمی گوید سانسور کرد سعید جان. دلیل هر سردبیری می تواند نسبت به صلیقه و تشخیصش باشد و با تشخیص و سلیقه من و شما هم فرق داشته باشد.  یکی ممکن است بگوید جا نبود. یکی بگوید در حد و لول این نشریه نبود و ...

11 اینکه رفیقی در آمریکا تصمیم گرفته که با روشنگر همکاری نکند اگر تصمیم شخصی ایشان بوده  به خودش مربوط است ولی اگر تاثیر کار شما بوده من برای شما و ایشان متاسفم  که فقط به دلیل عدم چاپ مطلب شما این امر مهم را کنار گذاشته. همانطور که رفیق دیگری با تاثیر حرفهای شما کم مانده بود که به راست و دو خردادیها نامه بنویسد و عدم همکاریش را با ما در آنجا اعلام کند. (سعید عزیز ما قرار نیست  برای یک دستمال قیصریه را به آتش بکشیم).

12- من از سامیه عزیز خواهش کردم نامه دوم شما را نیز تایپ کند تا همه آنها را (شاید با این نامه) همگی در سایت روشنگر درج کنیم. البته سایت خودت هم سعید جان نمی دانم به کجا کشید بد نبود در آنجا هم می آوردی.

شما می توانی همه آینها را در سایت خودت بیاوری و لی روشنگر باید به کارش ادامه دهد . نه به خاطر اختلاف شما و سیامک و یا اختلاف نظر من و شما بلکه به دلیل جبهه ای که علیه جنبش کثیف اسلامی باز کرده است.

به امید دیدار تو و رفقای دیگر در کنگره 6

موفق و سربلند باشی

مخلص

بابک یزدی

ساعت  2 و نیم  صبح (بعد از نیمه شب ) دوشنبه  دوم آوریل 2007