تناقضات و زیزاگهای فراکسیون مستعصل

 

 

هر دم از این باغ بری می رسد                  تازه تر از تازه تری می رسد!!

 

 

اخیرا دوستان  موسوم به "فراکسیون" در اعلامیه ای مدعی شده اند که گرایشات و طرفداران و افراد کمونیست کارگری متفرق  هستند و از همه مهمتر خواستار اتحاد " دو حزب و جریان کمونیست کارگری"  شده اند.

 

فراکسیون این دوستان عملا  در ادمه حمایت آنها از اسماعیل مولودی- نوید بشارت شکل گرفت. اما چنان به تناقض گویی، زیگزاگ زدن  و هر روز موضع عوض کردن افتاد  که  خود به خود  به استیصال و بن بست رسید و همانطور که  انتظار میرفت نه از داخل حزب و نه از بیرون آن کسی آن را جدی، و تحویل نگرفت. البته اخیرا اسماعیل مولودی یعنی همان نوید بشارت، نمک نشناسی نکرده و رسما از ایشان حمایت و پشتیبانی کرده و سایت "جدل آن لاین" را نیز به همان واژه ای مفتخر کرده که بعضی از این دوستان قبلا مزین کرده بودند!

 

این دوستان در اوایل اعلام کردند که "هیچ گونه اختلافی با حزب و رهبری آن ندارند"  و حالا می بینیم که بعد از جریان کورش مدرسی که این دوستان در خیلی موارد به آنها نزدیک شده اند، بیشترین توهین، اتهام و افترا را این دوستان به حزب روا داشته اند.

در زمان انشعاب،  بعضی از این دوستان جریان  مدرسی را "فراریان از سوسیالیسم " خطاب میکردند و امروز آنها شده اند "رفقای حکمتیست".  در آن زمان یکی از این دوستان پرچم "حزب یک بنی"  را در دفاع از حزب بلند کرده  بود و امروز مثل کورش مدرسی به " حزب تعدد نظرات رسیده  است. زمانی یکی از این دوستان خسرو دانش را اصلا به عنوان یک مارکسیست قبول نداشت،  ولی امروز ایشان تئوریسن آنهاست که از لنین مارکس و حکمت هم بالاتر است و برای اینکه دوباره استعفاء ندهد مجبورند در اضافات و افاضات ایشان هرچه می نویسد و هر چه تئوری می بافد  را چاپ کنند.!

این دوستان به نظر من تنها چیز مشترکی که (البته در حرف) با ح ک ک دارند برنامه یک دنیای بهتر است. و بر همین اساس مایلند دو حزبی که خود را حول این برنامه ظاهرا سازماندهی کرده اند را متحد کنند.

زمانی بود که طیف های مختلف چپ از راست ترین آنها مثل حزب توده و اکثریت  تا چپ ترین آنها نه تنها  مثل  سازمان پیکار و رزمندگان که حتی اتحاد مبارزان کمونیست  همه خود را طرفدار "مانیفست کمونیست"  می دانستند. این دوستان اگر در آن روزها به دانش امروزی و دست آوردهای  "فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری!" مسلح بودند و براین سیاق بودند  در آن روز هم شاید به فکر اتحاد چپ و چیزکی از این نوع می افتادند. زمانیکه منصور حکمت چپ ترین های آن زمان را نقد کرد و مارکسیسم انقلابی یکی از ثمرات آن نقدها بود.

اگر چنین نیست چرا این دوستان که خود باعث و بانی افتراق و اختلاف در حزب پس از انشعاب شده اند حالا به فکر اتحاد با دیگران افتاده اند. تازه  در ح ک ک بیش از 90 درصد اعضا و کادرها در خط رهبری حزب و حمید تقوایی هستند که این دوستان آن را چپ سنتی می دانند. شما که خودتان را خط منصور حکمت و اکثریت حزب را چپ سنتی می دانید و شما که خودتان در یک سال گذشته با این همه توهین و اتهام و افترا به حزب باعث افتراق، اختلاف و دوری (خودتان با حزب) شدید چه لزومی دارد که  دوباره با این چپ سنتی متحد شوید !؟  جریان کورش هم که به شما اتمام حجت کرده اند که تا شما کاملا  و 100 درصد حرفهایتان را پس نگیرید  و ح ک ک را محکوم نکیند شما را جدی تحویل نخواهند گرفت.

واقعیت ا ین است که این دوستان از پلنومی که به ریاست دفتر سیاسی آن رای نیاوردند تئوری حذف و کنار گذاشتن را بافتند و بعد چون توهم داشتند که می توانند "کوه یخ" را یک تنه  تکان دهند. اما  وقتی که  اکثریت رهبری حزب  متوجه شد که این دوستان  با سیاست و پولیتیک (مثل کورش مدرسی در کنگره 4) عقب نشینی کرده و حرفشان را پس گرفته اند، در پلنوم بعدی رای نیاوردند، و خود آنها کم کم توهمشان ریخت.

طرح رهبری جمعی را دوباره باب کردند تا شاید یک گوشه ای از رهبری جای پیدا کنند ولی بعدها متوجه شدند که حتی در صورت اجرای طرح رهبری جمعی نیز با این سیاستی که در پیش گرفته اند این دوستان در رهبری جمعی  هم  جای نخواهند گرفت و رای نخواهند آورد. از اینرو فراکسیون خود را زدند که شاید رهبر فراکسیون باشند ولی دیدند فردی مانند خسرو دانش به رهبری آنها که گردن نمی گذارد هیچ، خود را  کمتر از لنین  و حکمت و مارکس نمی داند.

حالا به طرح اتحاد دو حزب کمونیست کارگری روی آورده اند تا شاید در این طرح به پست و مقامی نایل شوند .

من باید یک جمله را که یکی از همین دوستان   3 سال پیش در جلسه علنی در تورنتو در پاسخ  به فاتح شیخ که  اظهار داشت  "ما رهبر بوده ایم، رهبر هستیم و رهبر خواهیم ماند" را یادآوری کنم. این دوست در آن زمان حرف  خوبی زد که " رهبران باید در پروسه روزمره و عمل هر روزه رهبری خود را  اثبات کنند چنانکه منصور حکمت این کار را می کرد" .

امیدوارم برای این دوستان سوسیالیسم و انقلاب سوسیالیستی هنوز آنقدر مهم باشد و پست و مقام برایشان کمتر از آن مهم باشد  که فردا طرح اتحادشان را بر سر هر کوچه و بازاری به حراج بگذارند؟!

فراکسیون در حمایت از سیاستها، ادعاها و توهین های اسماعیل مولودی- نوید بشارت شکل گرفت. از او اعاده حیثیت کرد. او را تا دفتر سیاسی بالا برد. مدتی راه او را ادامه داد. وقتی در داخل و بیرون حزب این پدیده کاملا افشا شد. مدتی از او فاصله  گرفت. یکی دو موردی هم ظاهرا او را نقد کرد. اما اخیرا فراکسیون به سیاق خود باز گشته. به اسماعیل مولودی- نوید بشارت نزدیک شده  و به نظر می رسد با حمایت رسمی اسماعیل مولودی این فراکسیون هم  به پایان کار خودش نزدیک می شود!.

عاقبت هر دوشان به خیر باد!.

 

بابک یزدی

۳۰ آوریل ۲۰۰۷