نکاتى در مورد سخت افزار کامپيوتر

Some Points about Computer Hardware

تهيه و تنظيم : بابک يزدى

از اينکه اصطلاحات فارسى و انگليسى در اين نوشتار با هم مى آيند قبلاّ پوزش مى خواهم. شايد راحت تر اين بودکه چون اکثر اصطلاحات کامپيوترى انگليسى هستندکل متن به انگليسى نوشته مى شد، ولى اين نوشته در وحله اول براى خوانندگان فارسى زبان نوشته شده و قرار است در نشريه فارسى زبان خانه و خانواده در تورنتو چاپ شود، انگليسى آن زياد به کار نمى آمد، در ثانى مطالب انگليسى در اين مورد خيلى جامع و کاملتر در دسترس است که در اين مورد نيازى به آن نيست. در هر صورت پوزش مرا از قبل بپذيريد.

امروزه کامپيوتر تقريباًً يکى از ضروريات زندگى اکثر مردم دنياى پيشرفته گرديده، و مانند علوم پزشکى و معلمى به رشته‌هاى زيادى تقسيم شده است. از اينرو کسى نمى‌تواند ادعاى اينکه به همه رشته‌هاى آن آشنايى و تسلط کامل دارد را داشته باشد. امروزه دنياى ما تقريباًً به شکلى کامپيوترى گرديده، و ما بدون اينکه خودمان نيز واقف باشيم کمابيش هر روز به شکلى با نوعى از کامپيوتر سر و کار داريم. بطور نمونه وقتى براى شستن لباسها به Laundry Room مى رويم و ٢٥ سنتى و يا يک دلارى را در ماشين لباسشويى مى‌اندازيم، خود اين ماشين داراى Processor و يا کامپيوترى است که به آن برنامه‌اى داده‌اند که مثلاً ٥ دقيقه آب بريزد، ١٥ دقيقه بشويد، ١٠ دقيقه آب بکشد و ... ما فقط کليدها را بر حسب عادت و ضرورت انتخاب مى‌کنيم (White, Wool, Cold, Warm,Rinse) که چه نوع لباسى داريم و چه مدت بايد شسته و يا خشک‌کن آن را خشک کند. و به همين ترتيب از ماشين حساب ساده درسى گرفته تا گرفتن پول از ماشين بانک، پرداختن پول پارکينگ ماشين، بيدار شدنمان هر روز توسط راديو، در همه اين موارد به شکلى با نوعى از کامپيوتر سر و کار داريم.

در اين نوشته فقط به سخت افزار کامپيوتر، آن هم نه هر وسيله اى که در آن کامپوتر به کار رفته ، بلکه خود کامپيوتر و بطور مشخص از سيستمهاى IBM و IBM Compatable يا بقولى = Personal Computer(PC)ياکامپوتر هاى خانگى صحبت خواهد شد و نه Apple Mc Intush. البته در بيشتر موارد و در منطق کار فرقى بين اين دو نوع کامپيوتر نيست ولى چون بيش از ٩٠ در صد دنياى کامپيوتر و بازار کامپيوتر با IBM و IBM Compatable است، در اينجا نيز بيشتر از آن و آن هم بيشتر از سخت افزار آن صحبت خواهد شد. البته در بعضى موارد براى درک بهتر مطلب باالجبار از نرم افزارهايى نيز صحبت به ميان آمده يا مثالهايى آورده شده است.

قبلا بايد توضيح داد که منظور از سخت افزار تمام وسايل و ابزار کامپيوترى است که قابل لمس باشند مثل مانيتور، پرينتر، کى‌برد و ... و نرم افزار را به پروگرام‌ها و برنامه‌هايى که بر روى هارد ديسک و فلاپى و CDROM & DVD وجود دارد و با آنها کامپيوتر به کار مى افتد را مى‌گويند. در يک جمله اگر کامپيوتر را با بدن انسان مقايسه کنيم فکر، عقل، شعور و مغز ما را مى‌شود به نرم افزار يا Software و بدن انسان يعنى دست، پا، گوش، چشم و... را به سخت افزار يا Hard Ware مقايسه ويا تشبيه کرد.

امروزه يک کامپيوتر ساده از قطعات (Devices) زير تشکيل شده است‌، که سعى مى شود در مرحله اول نام آنها و در قسمت بعد در مورد کار برد وچگونگى کار اين قطعات توضيح داده شود.

١- کّيس (Case)

٢- کى برد (Keyboard) به فارسى آن را صفحه کليد هم مى گويند.

٣- (Mouse) به فارسى آن را موشواره نيز مى گويند.

٤-مانيتور (Monitor) فارسى آن راصفحه نمايش مى گويند.

٥- هارد ديسک درايو يا حافظه دايم(Hard Drive)

٦- فلاپى درايو (Floppy Drive)

٧- سى پى يو، يا واحد پردازش مرکزى ويا مغز اصلى کامپيوتر (CPU)٨- مادِر برد(Mother Board) که برد اصلى يا Main Board نيز گفته مى شود.

٩- کارت تصوير (Video Card)

١٠- حافظه موقت (Memory)

اگر کامپوتر شما داراى سيستم مولتيمديا (Multimedia) باشد شما قطعات زير را هم خواهيد داشت‌.

١- سى دى رام (CD ROM)

٢-کارت صوتى (صدا) (Sound Card)

٣- بلند گو (Speakers)

همچنين براى فرستادن فکس ويا استفاده از اينترنت شما به فکس مودم (Fax/Modem) احتياج داريد. همانطور که در بالا اشاره شد شما با ١٤ قطعه (Devices) مى توانيد صاحب يک کامپيوتر کامل شده که با آن مى توانيد از تايپ کردن نامه، تا کارهاى بالاى گرافيکى، فرستادن فکس به جاهاى ديگر و حتى گشت وگذار بر روى جهان بى انتهاى اينترنت را داشته و در عين حال به صداى موسيقى مورد علاقه خود از (CD ROM) گوش کنيد.

براى تکميل کامپيوتر خود ممکن است دستگاه چاپگر(Printer ) را هم به جمع ١٤ بالا اضافه کنيد.١- کّيس (Case) کامپيوتر تقريباّ مهمترين قسمت کامپيوتر است و بيشتر قطعات مهم کامپيوتر را در داخل آن جاى مى دهند. بطور مثال حافظه‌هاى موقت و دايم (Memory and Hard Drive) و سى پى يو که تقريبا مهمترين و همچنين گرانترين قطعات کامپيوترها هستند در داخل کيس قرار دارند و ما به هيچ وجه بدون باز کردن کّيس کامپيوتر قادر به ديدن آنها نيسيم‌. از اين روست که بعضيها به کيس يا سيستم يونيت (System Unit) به اشتباه سى پى يو و يا حتى کامپيوتر مى گويند.کّيس ها به اندازه و شکلهاى مختلفى مى آيند که مهمترين آنها دسک تاپ و تاور (Desk Top and Tower)هستند. اندازه کّيس بستگى به تعداد قطعاتى که مى خواهيم در آن جاى دهيم دارد که معمولاّ آن را با Bay مشخص مى کنند. بطور معمول کيس دسک تاپ با ٢ و يا ٣ Bay بزرگ (پنج و يکچهارم اينچ) و يک يا دو Bay کوچک (سه و نيم اينچ) مى آيند. Tower Cases : در اندازه هاى کوچک‌، متوسط، و بزرگ (Mini Tower, Mid Tower, Full Tower and) (HighTower مى آيند، که نشانگر تعداد فلاپى کوچک و بزرگ، CD ROM و در بعضى موارد Internal Tape Backup , Jaz Drive and CD Writer مى باشد که مى تواند در خود جاى دهد. بنابراين هر چه تعداد اين (Bay)ها بيشتر باشد مى توان قطعات بيشترى را روى کامپيوتر سوار کرد. Desk Tops : تا دو سه سال پيش بيشترين استفاده را داشتند و کم کم جاى خود را به کيس تاورى دادند. اين کيسها معمولاّ در زير صفحه نمايش (Monitor) شما قرار مى گيرند. خوبى آنها در اين است که جاى کمترى را اشغال کرده و فلاپى و سى دى رام آنها راحت تر در دسترس است‌.Tower Cases : کيس هاى تاورى معمولاّ از کوچک، متوسط و بزرگ (Mini, Mid and Full) تشکيل شده است و کمترين(کوچکترين) آنها که Mini Tower است داراى ٣ Bay هست، يعنى ٢ بزرگ و يک کوچک که تقريباّ براى استفاده معمول (Regular Home User) کافى است. اندازه بعدى در کيسها Super Mini است که امروزه بيشتر به نامMid Tower به فروش مى رسد، و داراى ٣ Bay بزرگ و ٢ Bay کوچک است. اين کيسها امروزه بيشترين آمار فروش را در بازار کامپيوتر دارند.

 MidTower Case: اين کيسها معمولاّ از ٤ Bay بزرگ و ٢ Bay کوچک درست شده‌اندو پس از Super Mini ها بيشترين استفاده را دارند. Full Twer Cases : اين کيس در بعضى موارد حتى تا ١٠ Bay دارند که آنها را High Tower نيز مى گويند. و منبع تغذيه آنها معمولاّ توانى بيشتر از ٢٣٠ وات دارد. اين کيس بيشتر براى سيستمهاى کنترل کننده در ادارات و يا File Server استفاده مى شوند.سالها پيش بايد منبع تغذيه (Power Supply) را جداگانه تهيه مى کرديد ولى در حال حاضر با کيس مى آيد و توان آن از ٢٠٠ وات به بالا مى باشد. کيسهاى Super Mini و Mid Tower معمولاّ با منبع تغذيه ٢٣٠ وات مى آيند و کيسهاى Full Tower و High Tower از ٢٣٠ به بالا و در بعضى موارد شما انتخاب ٣٠٠ وات به بالا را نيز داريد. هر چند براى استفاده معمولى در منزل و اداره ٢٣٠ وات کافى است‌. در پشت منبع تغذيه ( پشت کيس ) کليدى است که شما مى توانيد آن را به ٢٢٠ ولت ويا ١١٠ ولت تغيير دهيد و به سادگى مى توانيد کامپيوتر خود را به ايران ( ويا يکى از کشورهاى آسيائى و اروپائى که داراى نيروى برق با ولتاژ ٢٢٠ هستند) ببريد و با تغيير دادن کليد ١١٠ به ٢٢٠ (در بعضى موارد ١١٥ به ٢٣٠ ) به راحتى از آن استفاده کنيد.در جلوى کيس معمولاّکليدهاى Turbo, Reset, Power وجود دارند. کليد Power براى روشن و خاموش کردن کامپيوتر است و در بعضى کامپيوتر ها آن را با On/Off ويا 0/1 مشخص مى کنند، که با فشار روى دکمه خاموش و روشن مى شود. دکمه‌ى Reset براى زمانى است که کامپيوتر تقريباّ به دليلى از کار افتاده و حتى Ctr+Alt+Del نيز کار نمى کند و شما مجبور به Reboot هستيد. کليد Turbo بيشتر در کامپيوترهاى ٣٨٦ و ٤٨٦ وجود دارد و نشانگر آن است که کامپيوتر با سرعت نرمال کار مى کند ويا با سرعت تند( (Fast or Normal. اين دکمه در کامپيوترهاى Pentium تقريباّ نقشى ندارد چون سيستمهاى Pentium تقريباّ با سرعت واقعى True Speed کار مى کنند. Speed Displayُ : در جلوى کيسها معمولاّ لامپى نصب شده که سرعت کامپيوتر را نشان مى دهد و آن را LED مى گويندکه از سه حرف اول Light Emmiting Diode تشکيل شده است. البته به اين سرعت شما هيچ وقت اطمينان نکنيد چون مى شود بدون در نظر گرفتن سرعت واقعى کامپيوتر لامپ سرعت نما را به روى هر سرعتى تنظيم کنيد. بطور مثال مى شود کامپيوتر پنتيوم ١٠٠ را داشت و ظاهراّ آن را روى ١٦٦ تنظيم کرد. بنابراين اطمينان داشتن از محل خريد کامپيوتر نيزموضوع ضرورى ديگرى است.البته سرعت واقعى را روى Mother Board تنظيم مى کنند و حتى در آنجا نيز اگر صداقتى در کار نباشد مى شود سرعت را به شکل دلخواه تنظيم کرد. HDD LED: که Hard Disk Drive LED نام دارد که وقتى هارد ديسک شما فعال باشد Hard disk Activity اعم از اينکه در حال خواندن از هارد ديسک و يا نوشتن بر روى آن باشدRead,Write on Hard disk آن لامپ روشن مى شود. در جلوى اکثرکيس ها محلى وجود دارد(تقريباّ يک اينچ مربع) براى نصب مارک Logo) ) که شرکت يا مغازه اى که کامپيوتر شما را سوار Assemble)) کرده مارک خود را نصب مى کند.پشت کيس معمولاّ محل اتصالات کامپيوتر به برق شهرى توسط سيم برق (Power Cord) مى باشد و همچنين دکمه‌اى که مى توان آن را ١١٠ به ٢٢٠ تبديل کرد و بدين صورت شما مى توانيد يه سادگى کامپيوترتان را يه ايران ويا ديگر کشورهاى آسيايى و يا اروپايى که داراى برق با ولتاژ ٢٢٠ هستند ببريد و از آن استفاده کنيد. همچنين محل اتصال کارتهاى مودم، صدا، تصوير و کى برد و Mouse نيز در پشت کيس وجود دارد که به آنها Keyboard and Mouse Connector مى گويند.کيس را معمولاّ سيستم يونيت System Unit و يا به اشتباه CPU نيز مى گويند. توضيح اينکه بيشتر وسايل کامپيوتر از قبيل CPU,Motherboard, Memory, FloppyDrive, Hard Drive, Video Card, Sound Card and Fax/Modem شما در داخل کيس قرار دارد و تعريف درست همه اين اجزا با خود کيس System Unit است که در بعضى موارد آن را علاوه بر CPU کامپيوتر نيز مى گويند. ٢ـ صفحه کليد(Keyboard) : بيشترين استفاده را در کامپيوتردارد و از طريق آن بيشتر اطلاعات را به کامپيوتر مى دهيم. امروزه بشتر از نوع ١٠٤ آن مورد استفاده و بفروش مي رسد. کى برد هاى ١٠١ تا قبل از آمدن Windows 95 حالت استاندارد را داشتند. ١٠١و ١٠٤ نشانگر تعداد کليدها و يا دکمه هايى است که در روى هر صفحه کليد وجود دارد. ٣ کليدى که در کى برد ١٠٤ اضافه شده است نقش ميان برى ( ( Short Cut دارد براىُ َاستفاده در ويندوز ٩٥ و بعضى از سافت ور هاى ديگر دارند. در کى بردهاى اوليه دکمه Num Lock را نيز نداشتند که بيشتر امروزه در فروشگاهها Cashier ها از آن استفاده مى کنند.دکمه هاى کى برد تقريباّ از ٥ قسمت تشکيل شده است. مهم ترين (يا بيشترين قسمت مورد استفاده عموم ) قسمت الفباء و شماره هاى آن است ( Alphabets and Numeric Characters). در اين قسمت شما با فشار بر روى هر دکمه آن شماره و ياحرف کوچک آن الفباء (Small Letter or Lower Character) را ميتوانيد تايپ کنيد، و اگر Shift را همزمان فشار دهيد شکل ديگرى را که در کنار شماره هاى صفر تا نه نوشته شده و يا حروف بزرگ الفباء (Capital Letter or Upper Case) تايپ مى شود. مثلاّ اگر شما Shift+8 را فشار دهيد علامت ٭ (ستاره ) را خواهيد داشت‌، و اگر Shift+H را فششار دهيد H را خواهيد داشت.

کليد Enter نيز در اين قسمت واقع شده و نشان تأئيد يک فرمان و يامعادل OK مى باشد. در DOS شما بايد پس از تايپ هر فرمان کليد Enter را فشار دهيد تا آن فرمان اجرا شود.

٢. Function Keys در قسمت بالاى کى برد قرار دارد و معمولاّ از F1,F2,F3,.... تا F12 هستند هرکدام از اين دکمه ها در نرم افزارهاى مختلف نمايانگر عمل خاصى مى باشد. بطور مثال F1 در DOS آخرين فرمان تابپ شده را حرف به حرف تکرار مى کند و در واژه نگار فارسى ميان برى است براى فرمان SAVE و در Word 97 کار Help را انجام مى دهد. بنابراين Function Key ها در نرم افزارهاى مختلف کارهاى مختلفى را انجام مى دهند.٣- کليدهاى کمکى : Ctrl, Alt, Shift که در دو طرف کى برد قرار دارند و به تنهائى کارى انجام نمى دهند بلکه با کمک يکى از Function Key ها يعنى F1 To 12 و يا يکى از حروف الفباء کار خاصى را انجام مى دهند. مثلا باّ Shift+F1 در واژه نگار فارسى مى توانيد يک کلمه را High Light (انتخاب) کنيد و همينطور Shift+F2, Shift+F3, Shift+F4 ببترتيب يک خط، يک پاراگراف و کل متن را انتخاب مى کنبد. يا با Ctrl+A در بيشتر نرم افزارهاى توليدشده در Micro Soft کل متن را انتخاب مى کنيد و يا با Ctrl+P مى توانيد فرمان چاپ کردن را بدهيد.

٤- Num Lock که در سمت راست کى برد قرار دارد و از صفر تا ٩ مى باشد وبيشتر درمغازه ها از آن استفاده مى کنند(Casheirs)، و همچنين علامات چها عمل اصلى (جمع، تفريق، ضرب و تقسيم) و کليدهاى End, Home, PgDn,PgUp, Ins وجود دارند که معمولاّ در اکثر نرم افزارها به يک شکل عمل مى کنند. اگر کليد Num Lock روشن باشد شماره ها را تايپ مى کند و در غير اين صورت End, Home, PgDn,PgUp, Ins,arrows تايپ مى کند.

کليدهاى پيکان : Arrow Keys که براى حرکت Corsur يا نشانه در جهات مختلف (بالا، پائين، و راست و چپ ) مى باشد.

٣ـ Mouse: يا موشواره وسيله ايست براى کنترل و انتخاب Menue و تقريباًً ميان برى است براى انجام کارهايى توسط کى برد. معمولاً با دو يا سه دکمه مى آيد و اصطلاحاًً آن را 2 or 3 Botton مى گويند. اين دکمه ها بترتيب Left, Middle,and Right Botton نام دارند و بيشتر موارد از دکمه سمت چپ آن Left Botton آن استفاده مى شود. در ويندوز ٩٥ موارد استفاده از دکمه سمت راست نيز بسيار وجود دارد که ميان بر خوبى است براى عوض کردن نام فايل و يا پرونده، حذف و يا کپيــ کردن آنها و تغييرات ديگر در Setting اوليه ويندوز ٩٥.

زمانيکه Mouse را حرکت مى دهيد توپى که زير آن قرار دارد حرکت کرده و در اثر چرخش آن دو چرخک ريز در دو طرف توپ به چرخش در مى آيد و در اثر اين چرخش پالس ها (Palses)يا سيگنالهاى اللکترونيکى از طريق Encoder به سيمى که حالت دم Mouse را دارد فرستاده و حرکت Mouse را به کامپيوتر اطلاع مى دهد. هر چه Mouse را سريعتر حرکت دهيد سيگنال بيشترى فرستاده خواهد شدو Mouse Pointer (علامت نشان دهنده Mouse روى صفحه نمايش ( سرعتر به حرکت در مى آيد.

انواع Mouseُ : معمولاً Mouse را مى توانيد از ٥ دلار به بالا(بستگى به نوع و کيفيت آن) از فروشگاههاى کامپيوترى تهيه کنيدو متوسط بايد ٢ سال به بالا عمر کند. و از ٣٠ دلار به بالا مى توانيد Microsoft Mouse ويا Ligitech Mouse را خريدارى کرده و از امتياز آنها که کيفيت خيلى بهترى دارند استفاده کنيد. البته براى کارهاى گرافيکى مثل Corel Draw و Auto Cad بهتر است از 3Botton Mouse استفاده کنيد به نظر من Logitech Mouse مى تواند بهترين انتخاب شما باشد.Bus Mouse : نوع ديگرى از Mouse است که برعکس Serial Mouse به Com Port وصل نشده و مستقيمابه Mother Board وصل مى شود. استفاده از اين نوع Mouse زمانى است که تعداد زيادى Devices در کامپيوتر داريد و امکان Conflict در آنها زياد است. توضيح اينکه هر وسبله Device در کامپيوتر سه چيز احتياج دارد. ١- IRQ Address ٢- IO Address ٣- Memory Address. و هر چه تعداد اين وسايل بيشتر باشد امکان داشتن Conflict (ناهم‌خوانى، ناسازگارى)بيشتر خواهد بود. بنابراين در چنين مواردى مى‌شود از Bus Mouse استفاده کرد. Mouse معمولى که Serial Mouse نيز به آن گفته مى‌شود معمولا به Com Port شماره يک وصل مى شود و Com Port شماره دو بيشتر براى مودم (Modem) رزرو شده است‌. که مى‌شود جاى آنها را در صورت نياز عوض کرد.Cordless Mouse : نوع ديگرى از Mouse است که بدون هيچ گونه اتصالى به کامپيوتر کار مى‌کندو تقريباٌ شکل کليد کنترل از راه دور را دارد (Remote Controlکنترل از راه دور. ا ين نوع Mouseها معمولا از باطرى استفاده مى‌کنند. در کامپيوترهاى Lap Top نوع ديگرى از Mouse وجود دارد که Finger Tuch Mouse نام دارد و با انگشت سبابه کار حرکت دادن Mouse و Mouse Pointer را با هم انجام مى‌دهيم.نوع ديگرى از Mouse هم وجود دارد که آن را Ball Point Mouse مى گويند و شکل خودکار را دارد که روى صفحه مخصوص به حرکت در مى‌آيد و به جاى عمل نوشتن حرکت Mouse را مشاهده مى‌کنيد.

٤- Monitor يا صفحه نمايش: در کامپيوتر را بيشترين وسيله‌ايست که هر کس با کامپيوتر کار مى‌کند با آن سر و کار دارد. يعنى بالاجبار شما وقتى با کامپيوتر کار مى‌کنيد به صفحه مانيتور نگاه مى‌کنيد. سيگنالهاى الکترونيکى از طريق ويديو کارت (کارت تصوير) به سه تفنگ الکتريکى که داخل مانيتور هستند مى‌رسد. اين تفنگها که هر کدام نمايانگر يکى از رنگهاى اصلى (يعنى سبز، قرمز و آبى) هستند بجاى گلوله امواج الکتريکى(Beems if Electrins) را حدوداًً ٦٠ مرتبه در هر ثانيه به صفحه مانيتور شليک مى‌کنند. مواد شيميايى فسفرى که بر روى صفحه مانيتور قرار دارد باعث انکسار نور و شکل‌گيرى رنگهاى اصلى در اين مرحله شده، و از ترکيب سه رنگ اصلى تمام رنگهاى ديگرى که ما مشاهده مى‌کنيم در روى صفحه مانيتور به وجود مى‌آيد. (يادآورى ميشود که در جهان سه رنگ اصلى بيشتر وجود ندارد و تمام رنگهاى ديگر از ترکيب اين سه رنگ به وجود مى‌آيند).در کامپيوترهاى Lap Top يا Portable Computers بجاى لامپ تصوير LCD يا Liquide Crystal Display وجود دارد که حالت مايع دارد و اين مايع ترکيب رنگها را بوجود مى‌آورد. کامپيوترهاى اوليه با مانيتورهاى سياه سفيد (Mono) مى‌آمدند که امروزه تقريباًً کسى سراغ آنها را نمى‌گيرد و با ده تا بيست دلار مى‌شود دست دوم Used آنها را خريد. بعد از آن کامپيوترهاى EGA آمد اولين نوع مانيتورهاى رنگى بود ولى امروزه آنها را چيزى بين رنگى و سياه سفيد به حساب مى‌آورند. پس از EGA مانيتورهاى VGA و سپس SVGA به بازار آمد که مخفف آنها در قسمت ويديو کارتها توضيح داده شد. کيفيت مانيتورها بستگى به نوع آنها و شرکت سازنده آنها فرق مى‌کند. بطور مثال مانيتورهاى EGA و در مواردى CGA توانائى رنگ آنها کمتر از ١٦ رنگ مختلف بود. مانيتورهاى VGA معمولاًً تا 256 Colour و مانيتورهاى SVGA در بيشتر موارد حتى تا بيشتر از ٦٥٠٠٠ رنگ را نيز مى‌توانند نشان دهند. شرکتهاى SONY,Viewsonic, NEC تقريباًً بهترين و گرانترين مانيتورها را مى‌سازند که آنها به Good Quality و High Resolution معروفند. شرکتهاى Acer ,Dawoo, Daytech, Magnavix و چند شرکت مشابه تقريباًً در رده متوسط از نظر قيمت و کيفيت بوده و بقيه شرکتها در رده معمولى مى‌باشند. يک مانيتور 14 Inch SVGA را حدود ٢٠٠ تا ٢٥٠ دلار و ١٥ اينچ آن را از ٣٠٠ تا ٦٠٠دلار بستگى به کيفيت و شرکت سازنده آن يافت مى‌شود.

٥ـ Hard Drive : معمولا حافظه دايم و يا انبار اصلى داخل کامپيوتر را هارد ديسک و يا درايو C مى نامند. هارد ديسک‌ها در کامپيوترهاى اوليه XT يا(Extended Technology) وجود نداشتند و فقط از طريق Floppy Drive بود که هم بايد سيستم را Boot مى‌کرديم و هم از طريق فلاپى هر نوع سافت‌ور را مى‌خوانديم. از سيستم‌هاى ٢٨٦ به بالا AT (Advanced Technology) هارد درايو با اين سيستم کامپيوترى اتوماتيک‌وار آمد. هارد درايوهاى اوليه کم وبيش تا اطراف ١٠ مگابايت 10 Mega Byte يا ١٠ ميليون بايت اطلاعات را مى‌توانستند روى خود جاى دهند. با پيشرفت سيستمهاى AT و به بازار آمدن ٣٨٦ ، ٤٨٦، و پنتيوم گنجايش هارد درايوها نيز بالا رفت. بطور مثال تا ٥ سال پيش ١٢٠ مگابايت هارد درايو و يک سيستم ٤٨٦ با Dos ,windows3.X و يک سافت‌ور Word Processing مثل Wordperfectتقريبا جوابگوى نياز بيشتر استفاده‌کنندگان خانگى (Home Users) بود. چندى بعد که Winsoes 95 از طرف Micro Softبه بازار آمد(٢٣ماه آگوست١٩٩٥) کم کم ٥٤٠ مگابايت به صورت استاندارد در آمد. چون با اين ظرفيت شما مى‌توانستيد ميندوز ٩٥ و Office 95 و همچنين Corel Draw و ْAutocad را در آن به راحتى جاى دهيد. ولى امروزه با سيستم‌هاى کامپيوترى جديد بيش از دو گيگابايت هارد درايو مى‌آيد و ديرى نخواهد گذشت که دو گيگابايت به بالا استاندارد خواهد شد. پيش‌بينى ده سال آينده را در حال حاضر نمى شود کرد.سيستمهاى معمولى ٣٨٦ و ٤٨٦ اوليه بطور معمول قادر نيستند که هارد ديسک‌هاى بالاتر از ٥٤٠ مگابايت را بخوانند. يعنى BIOS آنها اين قابليت را ندارد. در اين مورد Disk Manager فلاپى ديسکى که با هارد ديسک مى‌آيد مى‌تواند اين مشکل را حل کند. کار اين ديسک Disk Manager اين است که اين قابليت را به BIOS کامپيوتر مى دهد تا بتواند هارد ديسک‌هاى بالاتر از ٥٤٠ مگابايت را نيز بخواند. در غير اين صورت شما اگر حتى هارد ديسکى بالاى ٢ گيگابايت را هم داشته باشيد کامپيوتر شما آن را فقط ٥٤٠ مگابايت مى خواند.

Mother Board هاى جديد مى‌توانند تا چندين گيگابايت هارد ديسک را بخوانند، يعنى BIOS هاى جديد اين قابليت را دارند ولى DOS 6.22 هنوز نميتواند بيشتر از 2.1GB را بخواند، و يا در اين مورد شما به Disk Manager احتياج داريد و يا اينکه بايد هارد ديسک را Partition کنيد که اين از طريق DOS عملى است. اما اگر هاردديسکى بالاتر از 2.1GB داريد و مايليد تمام آن را به يک نام يعنى C درايو نام بگذاريد بايد حتما از Disk Manager استفاده کنيد. توضيح اينکه Windows95B Version و هردو داراى Windows98 فلاپى ديسکى است که براى نصب CD و همچنين BOOT کردن سيستم مى‌آيد که آن را Bootable Disk مى‌نامند. اين ديسک مى تواند هم CD-ROM شما را به کار اندازد و هم اين قابليت را دارد که کل هارد ديسک شما را هر چند هم بزرگ باشد بخواند و با يک Partition آن را Enable کند.SCSI Hard Drive : اين هارد ديسک‌ها در اوايل خيلى مهم بودند و کسانيکه سيستم‌هاى سريع و با ظرفيت بالا مى خواستند همگى از اين نوع هاردديسک استفاده مى‌کردند، بويژه اگر قرار بود سيستم آنها بعنوان File Server استفاده شود، چون در مقايسه با IDE Hard Drive تا چند سال قبل از لحاظ سرعت اختلاف قابل چشم‌گيرى داشت. بطور مثال يک IDE Hard Drive با سرعت 24Mili Second کار مى‌کرد و يک SCSI Hard Drive با سرعت حدود 10 Mili Second که تقريبا بيش از ٢ برابر سرعت آن را داشت. (توضيح اينکه هر چه Access Time هارد ديسک کمتر باشدمدت کمترى طول مى‌کشد تا اطلاعات را از روى هارد ديسک بخواند و يا بر روى آن بنويسدو بنابراين سريعتر عمل مى‌کند. )در حال حاضر تفاوت چندان زيادى بين هارد ديسک‌هاى SCSI و IDE وجود ندارد (از لحاظ سرعت)، چون هارد ديسک‌هاى IDE حتى تا 8 Mili Second وجود دارند با ظرفيت‌هاى بيش از 5 Giga Byte که سريعتر از هارد ديسک‌هاى SCSI پيشين هستند با قيمت‌هاى خيلى مناسب. و نيازى چندان ضرورى به هارد ديسک‌هاى SCSI نيست مگر در مواقع واقعا استثنائى. از اينروست که هارد ديسک‌هاى IDE تقريبا بيش از ٨٠٪ فروش بازار را دارند.٦ـ فلاپى درايو: تقريبا همه کامپيوترها بايد حد اقل يک فلاپى درايو داشته باشندکه از طريق آن اولين نرم افزارها را روى کامپيوتر سوار کرد، ويا اولين دفعه که سيستم را BOOT مى کنيم حداقل به Bootable Floopy Disk احتياج داريم. (البته در سيستمهاى جديدشما اين قابليت را که از CD-ROM کامپيوتر را Boot کنيد نيز داريد.) در هر صورت فلاپى درايو را براى انتقال ساده فايل‌ها از يک کامپيوتر به ديگرى و قرض دادن برنامه هاى کوچک کامپيوترى، چاپ کردن فايل اگر امکان چاپ در آن محل نباشد. و... احتياج است. فلاپى‌هاى اوليه از نوى پنج و يک‌چهارم اينچ بودند و تا ١٢٠ کيلو بايت اطلاعات را مى‌توانستند بر روى خود جاى دهند. اين فلاپى‌ها را Low Density مى‌گويند و در حال حاضر کمتر استفاده‌اى از آنها مى‌شود. پس از آنها فلاپى‌هاى ٣٦٠ کيلو بايتى و کم کم 1.2Mega Byte درست شد که High Density بودند و هر دو طرف فلاپى نيز قابل نوشتن بود واز اينرو آنها را Duble Sided High Density که بر روى اکثر هارد ديسک ها با علامت (2HD) مشخص شده است.نوع دبگر فلاپى که امروزه بيشتر مورد استفاده دارد و تقريبا به‌صورت استاندارد در آمده‌ است فلاپى سه و نيم اينچ است که نوع اوليه آن ٧٢٠ کيلو بايتى بود که فقط يک طرف آن قابل نوشتن بود و سپس 1.4 MB به بازار آمد و بصورت استاندارد در آمد. فلاپى‌هاى 2.8MB نيز وجود داردکه چندان جا افتاده و استاندارد نشده است. اخبرا فلاپى‌هايى به بازار آمده است که آن را Floptical و يا Oprical Floppy Drive مى گويند و مى توانند تا ١٢٠ مگابايت اطلاعات را روى خود جاى دهد. با آمدن اين نمونه فلاپى‌ها از اين به بعد تقريباًً احتياج کمترى به Zip Drive و Tape Backup خواهد بود. البته هنوز اين نمونه فلاپى‌ها بصورت استاندارد در نيامده است، که به زودى اينچنين خواهد شد.CPU- ٧ که مخفف Central Processing Unit بوده و به فارسى آن را واحد پردازش مرکزى ترجمه کرده اند. سى پى يو که تقريباًً مغز اصلى کامپيوتر را تشکيل مى‌دهد، از تعداد بسيار زيادى ترانزيستور درست شده است. تعداد اين ترانزيستورها بستگى به نوع کامپيوتر مى تواند از ده‌ها هزار تا چندين ميليون باشد. بطور مثال در کامپيوتر١٨٦ هزاران، ٢٨٦ ده‌ها هزار و ٣٨٦ صدها هزار و در ٤٨٦ بيش از يک ميليون ترانزيستور وجود دارد. در کامپيوترهاى پنتيوم جديد تا چندين ميليون ترانزيستور در سى پى يو‌ى کامپيوتر وجود دارد. وزن سى پى يو حدود ١٠٠ گرم و اندازه آن حدود ٢٥سانتى متر مربع است. بيشترين و مهمترين کار در کامپيوترها را سى پى يو انجام ميدهد. بدون سى پى يو کامپيوتر تقريباًً شباهتى به اتوموبيل بدون موتور را خواهد داشت. تمام اطلاعات و داده‌ها از طريق Input Devices مانند کى‌برد، Mouse و ميکروفون به کامپيوتر داده مى‌شود و اينکه چه کار، چگونه، ، در چه مواقعى و به چه شکلى بايد آن کار انجام گيرد را سى پى تشخيص داده و يا خود اجرا مى‌کند و يا دستور اجرا را به قصعات ديگر کامپيوتر مى‌دهد. سى پى يو را بيشتر با مغز انسان مقايسه ميکنند.شايد با ذکر مثالى ساده وظيفه سى پى يو را بشود بيشتر و بهتر مشخص کرد. راننده‌اى را در نظر بگيريد که در حال رانندگى است و در يک لحظه عابرى را مشاهده مى‌کند که به وسط خيابان در حال دويدن است و هر لحظه امکان زير گرفتن او را دارد. طبيعتاًً راننده بلافاصله ترمز کرده و منتظر مى ماند تا عابر رد شود و دوباره حرکت مى‌کند. همه اين اعمال ممکن است کمتر از ده ثانيه صورت گيرد. همين کار ساده را اگر تحليل کنيم مى بينيم که چشم ما مسافرى را در حال دويدن مى بيند. از طريق اعصاب بينايى به مغز خبر ميرساند. مغز دستور ترمز را از طريق حس لامسه به پا مى‌دهد. پا به پدال ترمز فشار آورده، ماشين مى‌ايستد. و با رد شدن عابر پياده دوباره همين مراحل به شکلى تکرار شده تا اتوموبيل دوباره به حرکت درآمده و راه خود را ادامه ميدهد. اگر همين منطق را در کامپيوتر بخواهيم دنبال کنيم يک کاراکتر(حرف) ساده «A» را از زمانيکه روى کى‌برد تايپ ميکنيم تا زمانيکه روى صفحه مانيتور مى‌بينيم شايد حتى يک هزارم ثانيه هم طول نمى‌کشد. اما با فشار دادن حرف «A» روى کى‌برد در وحله اول يک IRQيا Interrupt Request #1 که مخصوص کيبرد است به سى‌پى يو خبر ميدهد که کيبرد وارد عمل شده و قصد Interrupt يا دخالت را دارد. سپس Punger که زير دکمه هر حرف قرار دارد (در اين مورد حرف «A») به حرکت آمده و مدار الکتريکى در ارتباط با آن کليد (يا حرف) را برقرار مى‌کند. در هر کى‌برد سى‌پى‌يو ى کوچکى وجود دارد که تشخيص مى‌دهد کدام کليد فشار داده شد. در ارتباط با هر کليد کد مخصوصى را به سى پى يو ى اصلى مى‌فرستد. (اين کدها را ASCI مى نامند که استاندارد بين المللى است) بطور مثال ASCI کد معادل حرف «A» ٤٢ و کد معادل حرف «a» ٦١ مى‌باشد. پس از اينکه سى‌پى‌يو کد مربوطه را گرفت علامت مخصوص آن را به ويويو کارد (کارد تصوير) مى فرستد و ويويو کارد پس از تشخيص دادن آن کاراکتر آن را به مانيتور فرستاده و شما آن کاراکتر يا حرف «A» را روى صفحه مانيتور مى‌بينيد. و همين داستان نيز در ارتباط با هر حرکت، و تکان دادن ماوس،سحبت در ميکروفون، فرمان چاپ و .... نيز به شکلى ديگر در هر کامپيوترى روى مى‌دهد. در کامپيوترهاى ٢٨٦ و ٣٨٦ شش واحد پردازش وجود داردکه به ترتيب عبارتند از 1-Prefetdh Unit, 2-Paging Unit, 3- Bus Interface Uni, 4- Decoding Unit, 5- Segment unit, 6- Execution Unit. هر واحدى در سى‌پى‌يو وظيفه خاصى را بر عهده داشته و کار خاصى را انجام مى‌دهد. پس از پايان کار و انجام پروسه آن را به واحد بعدى تحويل مى دهد. در سيستمهاى پنتيوم دو واحد Catch Memory به واحدهاى قبلى اضافه شده که يکى براى Code و ديگرى براى Data مى‌باشد، که اين قابليت را به سيستم و CPU مى‌دهد که دو عمل را در آن واحد انجام بدهد.ـ٨ــMother Board : برد اصلى کامپيوتر را دادر برد و يا Main Board مى گويند. اگر تنها در يک مورد تقربياًً حق خانمها پايمال نشده در نام گذارى مادربرد کامپيوتر است. مادر برد مهمترين قسمت کامپيوتر است که تمام کارتها ، سى‌پى‌يو ، کابلها و ديسکها و.... را بر روى خود جاى داده و بدون آن حتى از سى‌پى‌يو نيز کارى ساخته نيست. مادر بردها تقريباًً بر حسب قابليت، توانايى، کاربرد، شرکت سازنده و... با هم فرق کرده و نيز قيمتها و کاربردهاى مختلفى دارند.در کامپيوترهاى ٣٨٦ و ٤٨٦ AMD,Cyrex, تقريباًً شرکتهايى بودند که سيستمهاى شستاندارد و معمولى را مى‌ساختند و Intell, Asus,GygaByteقابليت بهتر و قيمت بالاترى را ارائه مى‌دادند. همين منطق تقريباًً در کامپيوترهاى بالاتر از ٤٨٦ يعنى پنتيوم، پنتيوم پرو و پنتيوم پرو دو (Pentium, Pentium Pro and Pentium Pro two)نيز دنبال مى‌شود. يک مدر برد را مى‌شود از ٧٥ دلار تا ٣٥٠ دلار خريدارى کرد. بستگى به قابليت و نياز مورد نظر است. Intell گرانترين و بهترين مادربردها را دارد و پس از آن Asus و Gigabyte مى‌باشند. خود Asus را مى‌شود از ١٣٠ دلار تا بالاى ٢٠٠ دلار براى سيستمهاى پنتيوم خريدارى کرد، بستگى به نوع Chip Set و مدل آن دارد. در هر صورت پيشنهاد من اين است که هر مادربردى که انتخاب مى‌کنيد حتماًًً داراى Intell Chipsetباشد. شرکنهايى که يک سرى از استانداردها را رعايت کنند Intell اجازه استفاده کردن از Chip هاى Intell را به آنها مى دهد. وادر بردهايى که داراى Intell Chipset هستند ضرورتاًً ساخت شرکت Intell نبوده ولى بايد رعايت يک سرى از استانداردها را کرده باشند تا بتوانند از اين نوع Chipset استفاده کنند.شرکت Huston نيز مادربردهايى را به بازار ارائه داده که آنهايى که با Intell Chipset مى‌آيند تقريباًً قابل اطمينان هستند و نسبت به قيمت آنها که خيلى ارزانتر از بقيه است براى خانه‌ها و منازل تقريباًً به صرفه است. يک مادر برد تقريباًً خوب Huston را مى شود در حدود ١٢٠ دلار کانادايى تهيه کرد. در مادربردهاى ٢٨٦، ٣٨٦ و سرى اوليه ٤٨٦ کابلهاى فلاپى، هارد ديسک و در بعضى موارد CD-ROM را برروى کارت مخصوصى به نام Contrller Card قرار مى‌دادند که همه آنها از طريق اين کارت به مادربرد متصل مى‌شدند. در مادربردهاى جديد نيازى به کنترلر کارد نيست و همه اين وسايل (Devices)مستقيماًً برروى مادربرد سوار مى‌شوند. اين نوع مادربردها را IDE On Board مى گويند. در بعضى از مادربردها کارت تصوير و صدا نيز با مادربرد مى‌آيد (Built in Motherboard). اين نوع مادربردها اين خوبى را دارند که چون اين دو کارت (تصوير و صدا) داخل برد ساخته شده امکان نصب وسايل بيشترى Devices را دارند. و اما عيب اينگونه مادربردها اين است که اگر مثلاًً کارت تصوير آن خراب شود و گارانتى آن نيز تمام شده باشد تقريباًً ديگر بى مصرف شده و کارى از آن ساخته نيست (البته بعضى از آنها را ميشود کارت تصوير داخلى را از روى BIOS از کار انداخت و کارت تصوير ديگرى بر روى يکى از Slot ها سوار کرد. و همين ماجراست اگر کارت صداى آن از کار بيفتد. شخصاًً اين نوع مادربردها را پيشنهاد نمى کنم. بايد يادآورى کنم که باطرى کامپيوتر و همچنين ROM BIOS بخشى از مادربردهاست که با آن مى‌آيد. باطرى در کامپيوتر باعث نگه داشتن اطلاعات ضرورى مثل تاريخ، ساعت، تعداد و گنجايش هارد ديسک و چگونگى Boot Up کامپيوتر از طريق ROM BIOS است. اين اطلاعات بر روى ROM BIOS وجود داشته و تا زمانيکه کامپيوتر دارد اين اطلاعات در آنجا حفظ شده وگرنه هر دفعه کامپيوتر را روشن مى‌کنيد بايد اين اطلاعات را دوباره به BIOD بدهيد. سرعت CPU را بايد بر روى مادربرد تنظيم کرد و اين کار از طريق Jumper Settin مادربرد انجام مى‌گيرد. چگونگى تنظيم سرعت CPU يعنى CPU Speed بايدJumper هاى مخصوص اين کار را که بر روى مادربرد است تنظيم کرد.معمولا از پنتيوم ٧٥ به بالا براى اين کار Jumper Setting بايد با ضريب خاصى استفاده کرد. اين ضريبها معمولاً از يک ونيم، دو، دو ونيم، و سه تشکيل شده است. و CPU Speed ها را معمولاً ٥٠، ٥٥، ٦٠، و ٧٥ مى‌گذارند. بطور مثال پنتيوم ١٠٠ را با ٥٠٭٢ و يا پنتيوم ١٢٠ را ٦٠ ٭ ٢ و ... تنظيم مى‌کنند.اخيراً مادربردهايى به بازار آمده که اصطلاحاً آن را Jumperless مى‌گويند و براى تنظيم سرعت CPU از Software استفاده مى‌شود، يعنى BIOS مادربرد يک قسمت به نام CPU Speed دارد که در آنجا فقط آن Option را انتخاب مى‌کنيم.٩ـVideo Card : يا کارت تصوير که در هر کامپيوتر بالاجبار بايد وجود داشته باشد و بدون آن شما تصويرى را روى صفحه مانيتور نخواهيد ديد. کار ويديو کارت گرفتن و فرستادن سيگنالهاى تصويرى از نرم‌افزارها و سيستم عامل به صفحه نمايش يا مانيتور از طريق کابل تصوير است. ويديو کارتها داراى Chipst هستند که DAC يا Digital to Analog Convertor مى‌باشند که وظيفه تبديل سيگنالهاى ديجيتال به امواج کامپيوترى مى‌باشد. ويديو کارتهايى که براى مانيتورهاى سياه و سفيد ( (Mono Color و CGA که مخفف Colour Graphic Adaptor و حتىEGA که مخفف Enhance Grphic Adaptor مى‌باشد ساخته مى‌شدند در پشت آنها داراى 9 Pin Connector مى‌باشند که از طريق اين کنکتورها به کابل مانيتور وصل مى‌شوند. معمولاً اين ٩ پين از دو رديف که يکى ٤ و ديگرى ٥ پين دارد تشکيل شده است. اين ويديو کارتها معمولاً 8 Bit و در بعضى موارد 16 Bit بوده و در ISA SLOT بر روى مادربرد سوار مى‌شوند. ويديو کارتهايى که براى مانيتورهاى VGA (Video Graphic Adaptor) و SVGA (Super Video Graphic Adaptor) و بالاتر ساخته مى‌شوند داراى 15 Pin Connector هستند، که ١٥ پين آنها در سه رديف قرار دارد. اين ويديو کارتها خود به انواع مختلف تقسيم مى‌شوند که به چند نمونه آنها در اينجا اشاره ميشود. ISA کارت که مخفف Industry Standard Archtecture بوده و 16Bit است و شرکتهاى مختلفى آن را مى‌سازند. Cyrus Logic, Trident , ATI, Matrox از شرکتهاى مشهورى هستند که انواع ويديو کارتها را مى‌سازند. ATI و Matrox از نظر کيفيت و قيمت تقريباًً بالاترين رنج را دارا هستند. کارتهاى ISA تا معمولاً ٢ مگابايت حافظه‌ى ويديو مى‌توانند بالا بروند. VLB يا Visa Local Bus کارت نيز کارتهايى هستند که بين ISA و PCI قرار دارند و 32 Bitمى‌باشند براى اين نوع کارتها شما بايد داراى مادربردى باشيد که اين نوع کارت را قبول کند. يعنى داراى (VLB (Slot باشد. اين کارتها 32 BIT بوده و تقريبا دو برابر سريعتر از کارتهاى قبلى سيگنالها را ترانسفرمى‌کنند. مرحله بعدى کارتهاى PCI هستند که حافظه اين کارتها از يک مگابايت شروع شده و تا ٨ و در بعضى موارد تا ١٦ مگابايت نيز مى‌رسند، و قيمت آنها از ٣٠ دلارشروع و تا حتى هزار دلار نيز مى‌رسد. براى کارهاى گرافيکى کمتر از ATI 3D Expression 2MB در نظر نگيريد که انواع مختلف دارد و با کمتر از يکصد دلار قابل دسترس است. کارتهاى PCI معمولاً 64Bit هستند. يعنى قريباًً چهار برابر سريعتر از ISA مى باشند. همانطورى که در قسمت مادربرد اشاره شد بعضى از کامپيوترها داراى ويديو کارت نبوده و ويديو کارت آنها داخل مادربرد ساخته شده است.Memory -١٠: يا حافظه موقت: قبل از اينکه هر کارى را بخواهيد با کامپيوتر شروع کنيد بايد بخشى از سيستم عامل (Operating System) و نرم‌افزار مورد نظر شما به حافظه موقت آورده شده باشد، و گرنه عملاًً شما با کامپيوترتان هيچ کارى نمى‌توانيد بکنيد. همانطورى که در قسمت فلاپى و هارد ديسک توضيح داده شد (کار آنها حفظ و نگهدارى (Saveکردن) دائمى اطلاعات است). حافظه موقت و يا Memory که آن را RAM نيز مى‌گويند تمام اطلاعات موقت را در خود جاى مى‌دهد. بطور مثال شما مى خواهيد در يک واژه پرداز (Word Procssing) انگليسى مثل Word Perfect و يا Microsoft Word نامه‌اى را به دوست خود و يا Resume‌ى خود را تايپ کنيد. با شروع اسم، مشخصات و آدرس خود چند خطى را تايپ مى‌کنيد و همه را بر روى صفحه مانيتور مى‌بينيد، در صورتيکه هنوز شما چيزى را که در کامپيوتر Save نکرده‌ايد. اين اطلاعات در حافظه موقت کامپيوتر يعنى RAM قرار گرفته است. به همين دليل اگر به هر دليلى کامپيوتر شما Hang کرده و يا خاموش شود، يا مثلاًً برق شهر قطع شود و .... شما تمام اين اطلاعات را از دست خواهيد داد. بهترين کار اين است که پس از هر چند دقيقه کار با کامپيوتر آن را Save کنيد بويژه اگر تايپ شما سريع نباشد بيشتر زحمت شما بر باد خواهد رفت. بنابراين کار حافظه موقت ١ـ Load کردن Operating System ٢ـ Load کردن بخش مهمى از Software مورد لزوم و ٣ـ حفظ موقت اطلاعاتى است که با آن در حال کار کردن هستيم. بنابراين هر چه مقدار Memory در کامپيوتر بيشتر باشد وقتى با Software هاى بزرگ و گرافيکى بالا مثل Corel Draw و Auto Cad کار مى‌کنيم مقدار بيشترى از آن برنامه را در به حافظه موقت آورده و کار را سريعتر انجام مى‌دهد. استاندارد حافظه تا مدتها پيش ١٦ مگابايت بود و اکنون تقريباًً ٣٢ مگابايت مى‌باشد.هر قسمت از Memory داراى Memory Locarion و Memory Address خاصى است، و هرقسمتى از آن را براى کار خاصى در نظر گرفته‌اند. بطور مثال شما اگر ٤ مکابايت يا حتى ٦٤ مگابايت Memory در کامپيوتر خود داشته باشيد اولين ٦٤٠ کيلو بايت آن را Conventional Memory اشغال مى‌کند، و اصولاًً يک مگابايت اول Memory هر کامپيدتر براى ويديو کارت و Internal Command, Conventional Memory و درمجموع DOS رزرو شده است. بنابراين شما مى‌توانيد کل حافظه کامپيوترتان را (هرچه که هست) ٦٤٠ کيلوبايت اولش را به عنوان Conventional Memory و مابقى را Extended Memory بناميد. مثلاً اگر ١٦ مگابايت داريد ٦٤٠ کيلوبايت Conventioal Memory داريد و ١٥٣٦٠ کيلوبايت Extended Memory داريد و ٣٨٤ کيلوبايت هم Reserve داريد که DOS آن را رزرو مى‌کند. لابد اگر همه را با هم جمع کنيد مى‌بينيد که از ١٦ مگابايت ٣٨٤ کيلوبايت نيز اضافه نيز آورديد. درست است، اما همانطور که يک کيلو گرم هزار گرم و يک کيلومتر هزار متر است، بايد ١٦ مگابايت شما هم در کامپيوتر ١٦هزار کيلوبايت باشد. اما در کامپيوتر اينطور نيست و هر کيلوبايت ١٠٢٤ بايت مى‌باشد يعنى عدد دو به توان ده. اگر ٢ را ١٠ باردر خودش ضرب کنيد عدد ١٠٢٤ را بدست خواهيد آورد و اين در کامپيوتر استاندارد يک کيلوبايت محسوب مى‌شود. حالا اگر ٢٤ را در ١٦ ضرب کنيد عدد ٣٨٦ را که اضافه داشتيد بدست آمده و معماى شما حل مى‌شود.

Memory در شکل، کيفيت و سايزهاى مختلف مى‌آيد که آنها را به ُSIMM و DIMM تقسيم مى‌کنند. SIMM که مخفف Single Inline Memory Module است و به دوشکل 30 Pin و 72 Pin مى‌آيد و هر کدام از اينها دوباره به شکلهاى Regular, Parity, Non Parity, EDO, and Non EDO آمده و هر کامپيوترى شکل خاصى از آنها را قبول مى کند.اولين و تقريباًً قديمى ترين آنها 30 Pin SIMM است و از سايزهاى ٢٥٦ کيلوبايت ٥١٢ کيلوبايت، يک مگابايت، و ٤ مگابايت مى آيد و بيشتر در کامپيوترهاى قديمى از ١٨٦ تا ٤٨٦ مى‌آيد. در آخرين سرى ٤٨٦ ها اولين سرى 72Pin SIMM آمد و در بعضى هر دو را داشتند. سرعت Memory ها را با Access Time نشان مى‌دهند، و سرعت حافظه‌هاى معمولى 70 Nano Second مى‌باشد. اين بدين معنى است که وقتى شما حرفى را روى کيبرد تايپ کرديد تا زمانيکه روى صفحه مانيتور ظاهر شود 70 Nano Second طول مى‌کشد (اگر يک ثانيه را به يک بيليون تقسيم کنيم يک قسمت آن مى‌شود يک Nano Second). بنابراين هرچه Access Time کمتر باشد سرعت Memory بيشتر است. براى دسترسى به اطلاعات روى هارد ديسک و يا فلاپى بستگى به سرعت هارد ديسک، فلاپى و همچنين حافظه دارد. معمولاًً سرعت هارد ديسک و فلاپى را با Mili Second اندازه مى‌گيرند که هزاران و يا ميليونها بار آهسته‌تر از Memory است.از ٤٨٦ به بالا تا تقريباًً نسل دوم پنتيوم 72 Pin SIMM استاندارد حافظه‌ها را تشکيل مى‌داد. و اخيراًً بيشتر 168 Pin DIMM را ترجيح مى‌دهند. DIMM مخفف Dual Inline Memory Module است و سرعت آنها تا 10 Nano Second مى‌رسد که تقريباًً هفت برابر سريعتر از حافظه‌هاى معمولى است.١١ـ Sound Cardيا کارت صدا: قسمتى از Multi Media است که به طور ساده امواج صوتى با فرمت‌هاى مختلف (.wav,٭.avi, ٭.Aud, ٭) را از فايلهاى داخل کامپيوتر و يا CD ROM گرفته و آن را تقويت (Amplify) کرده و به بلندگوى بيرون از کامپيوتر مى‌رساند. در هر ويديو کارت دو Chips وجود دارد به نامهاى DAC يا Digital to Analog Convertor و DSP يا Digital Signnal Processing نام دارد. و يکى سيگنالهاى الکتريکى را پردازش کرده و ديگرى آنها را به امواج صوتى تبديل مى‌کند. در پشت هر کارت صدا چندين Connector وجود دارد، که مهمترين آن Speaker Connection نام دارد که امواج صوتى تقويت شده از اين طريق به بلندگوها مى‌رسد. Connector هاى ديگر براى ميکروفون، Joystic يا Game Port, و Line Inمى‌باشد، که براى بازى بچه‌ها و يا گرفتن از و يا فرستادن صدا به وسايل ديگر برقى مانند تلوزيون و ويديو و بلندگو مى‌باشد.کارتهاى صدا تاکنون بيشتر روى ISA Slot مادربرد سوار شده و از ٢٥ دلار به بالا در بازار قابل دسترس است. کارت صدا را به Half Duplex و Full Duplex تقسيم مى کنند. تفاوت اين دو ر اين است که اولى کيفيت دومى را نداشته، و اگر روزى بخواهيد از طريق Internet با دوستى در شهرى و يا کشورى ديگر صحبت کنيد وقتى او دارد صحبت مى‌کنو شما بايد سکوت کرده و وقتى شما صحبت مى‌کنيد او بايد سکوت کند. بدين معنى که هر دو در يک لحظه نمى‌توانيد صحبت کنيد. (مثال خوب آن بى‌سيم‌هاى مستقر در ماشينها و شرکتها (Wireless Radios) مى‌باشد که دو طرف در يک زمان توانايى صحبت کردن را ندارند). کارت صداى خوب را مى‌گويند با Sound Bluster بايد Compatable باشد، وگرنه در خيلى موارد (بطور مثال Games and Internet دچار مشکل خواهيد شد. من کمتر از خود Sound Bluster را براى کامپيوترهاى امروزى پيشنهاد نمى‌کنم. Sound Blusterها از 16Bit تا 64Bit وجود دارند که تقريباًً از ٦٥ دلار تا ١٢٠ دلار به بالا قابل دسترس هستند، و 16 Bit Sound Bluster براى کامپيوتر معمولى که احتياجى به کار Sound Edittion نداشته باشد کافى است. ١٠- Modem مودم‌ و يا به زبان بهتر فکس مودم، بيشتر براى تماس از يک کامپيوتر به کامپيوتر ديگر، براى فرستادن فکس از يک کامپيوتر به ماشين فکس و يا کامپيوتر ديگر و يا براى رفتن بر روى اينترنت استفاده مى‌شود. کار آن چون خطوط تلفن Digital Signal را تشخيص نمى دهند، و فقط Analog Signal را تشخيص مى‌دهند، گرفتن کدهاى کامپيوترى صفر و يک يعنى ديجيتال از يک طرف و تبديل آن به امواج الکترونيکى است که خط تلفن آنها را مى شناسد يعنى آنالوگ مى‌باشد. اين کار را Modulate و Demodulate کردن مى‌گويند که نام مودم نيز از حرفهاى اول اين دو کلمه گرفته شده است (اخيراً بل‌کانا خطوط جديد تلفن را با سرعت‌هاى بالاتر و نيز Digital Lines نيز ارائه داده است). بنابراين کار Modem در يک جمله Modulate و Demodulate کردن مى‌باشد. مودم‌ها يا Internal هستند که در داخل کامپيوتر قرار مى‌گيرند، و يا External که خارج از کامپيوتر روى Serial Port در پشت کامپيوتر وصل مى‌شوند. همچنين مودم‌ها را از روى سرعت آنها تقسيم‌بندى مى‌کنند. اولين مودم‌ها با سرعت 2400 BPS يا ٢٤٠٠ Byte Per Second يعنى در هر ثانيه مى‌توانستند ٢٤٠٠ کاراکتر را به کامپيوتر ديگر ترانسفر کنند. سرعت مودم‌ها نيز مانند خود کامپيوترها خيلى زود تغيير کرد و سپس 9600 BPS و بعدها بتدريج 14400, 19600, 28800,33600 به بازار آمد و در حال حاضر مودم‌هاى 56600BPSتقريباًً دارد استاندارد مى‌شود. البته خط تلفن معمولى براى فرستادن فکس بيش از ١٤٤٠٠ کاراکتر در ثانيه را اجازه نمى‌دهد. ولى براى اينترنت حتى در مواردى ٥٦٦٠٠ نيز بسيار آهسته مى‌باشد. از تکنولوژى مودم غير از کامپيوتر در خيلى موارد ديگر نيز استفاده مى‌شود. بطور مثال شما وقتى جنسى را با ويزا خريد مى‌کنيد و فروشنده مى‌خواهد Autorization Number بگيرد، يعنى ببيند ويزاى شما اعتبار دارد يا نه از ماشين ويزا استفاده مى‌کند که از طريق خط تلفن و مودمى که در ماشين ويزاست به مرکز وصل شده و ويزاى شما و اعتبار آن را چک مى‌کند.و يا به همين شکل ماشين‌هاى Debit Card و ...اخيراًً مودم جديدى به بازار آمده است که با کابل مخصوص تلوزيون کار مى‌کند. اين نوع مودم که داراى تکنولوژى بسيار جديدى است و تا 10 MBPS سرعت دارد را Cable Modem مى‌گويند. و اين تکنولوژى در شهرهاى اطراف تورنتو قبل از خود تورنتو آغاز شد و تقريباً شهرهاى Berlington, Brampton and Misissuaga توسط Wave Cable کاملاًً پوشانده است.