هر دم از اين باغ برى مى رسد!!

لفت دادنها، سازشها و عقب نشينى ها ى جناح راست فقط براى همين بوده و هست.

نامه اکثريت کميته مرکزى به نظر من نشان داد که هنوز هم محلى گرائى، کردايتى و ناسيوناليسم (البته اين دفعه از نوع مخلوط کردى و طرفدار غربش) در بخشى از حزب ما کاربرد دارد.

رفقائى که مى گفتند و يا مى گويند نظرات کورش راست است ولى... اين نظرات در حزب کمونيست کارگرى جاى ندارد ولى... حزب ما هيچ وقت راست نمى شود ويل... من با اين نظرات مخالفم ولى ....

اين ولى ها ادامه پيدا مى کند تا آنجا که حاضر نيستند در کنار راديکاليسم، انقلاب، کمونيسم و ادامه دهندگان راه منصور حکمت قرار گيرند.ا ما من متعجبم که چرا هنوز مى توانند در کنار کسانى که به رهبران حزب و کمونيست پولپوت و مرتجع استالين و شارلاتان مى خوانند امضاى مشترک بدهند!

تنها دليلى که من براى خودم پيدا کردم راستش جز زبان و قوم و مليت و قبيله و تجربه و مبارزه و... مشترک ديگر نبود.

راستش از اولى که اختلافات رو شد من مانده بودم که چرا بيش از ٩٠ درصد کميته کردستان با جناح راست همراهى مى کند، در صورتيکه خيلى از آنها در خيلى موارد خودشان گفته اند که با نظرات رفيق کورش مخالف اند.

٭٭٭٭

نامه اکثريت مى گويد همان پاراگراف اول ... در بدترين حالت جدا شدن را پيش پاى حزب مى گذارد. جلوگيرى از بهم ريختگى اوضاع ... تضمين حق کميه مرکزى... چون پيش بينى نشده تنها پلنوم ارگانى است که مى تواند...

راستى جدا شدن و شمشير جدايى را چه کسى بالاى سر حزب نگه داشته اشت؟ مگر نه اين است که اين بهم ريختگى از شروع ارائه بحث هاى راست در اين حزب شروع شده. راستى اگر جناح راست اکثريت بياورد تضمين حق کميته مرکزى مى شود و اگر نياورد نمى شود؟

تا کنون جناح راست قبول نمى کرد که کنگره فوق العاده اى هم مى تواند در کار باشد ولى گويا اگر به شکل و شرايطى و زمانى آنها بتوانند به نفع خود کارهايى بکنند آنوقت کنگره فوق العاده هم آنوقت مى شود!!!

٭٭٭٭

چند نکته پراکنده

اگر يک شرايط نورمالى بود فکر کنم حتى يک جمله از حرفهاى هر يک از جناح راست، توهين ها، اتهامات، فحش ها و ... کافى بودکه به همين دليل آن عضو عضويتش از حزب معلق شود.

حسن وارش فقط گفته بود که زنده باد حزب سوسياليست کارگرى و اخراج شده بود!!!

حرفهايى نظير مجلس موسسان، دولت موقت، رفراندوم، شرکت در دولت حجاريان، و... راست است حتى اگر خود مارکس و لنين و منصور حکمت گفته باشند.

خطاب کردن رهبران کمونيستى نظير حميد تقوائى، اصقر کريمى، آذر ماجدى و على جوادى پولپوت، استالين، و... عين ارتجاع و حرفهاى سازمان سياهى و جنگ سردى و ضد کمونيستى هست. هر کس زده باشد مهم نيست.

حميد تقوائى در حال حاضر و با مواضع کنونى اش حتى اگر هم تنها باشد (که نيست و اکثر کادر ها و اعضاى حزب با او هستند) باز هم نماينده ى راديکاليسم، انقلاب، کمونيست، و مارکس و منصور حکمت است.

در پايان يک سؤال از جناح راست

شمايى که مى گوييد "بشين سر جات " ، نمى دونى با کى طرفى" ، " ما را نمى شناسيى" ، " اگر عضو حزب نبودى مى دونستم باهات چکار کنم" و... (همه نقل به معنى است) . واقعا شما چطور به ما اطمينان مى دهيد که رهبران کمونيستمان را به پلنومى که شما در آن هستيد بياوريم و مسئله امنيتى نداشته باشيم.

زنده باد حزب کمونيست کارگرى

زنده باد منصور حکمت

زنده باد حميد تقوائى

زنده باد کنگره ٥

٢٠ آکوست ٢٠٠٤

بابک يزدى