مبارزه برای خوشی، شادی و رفاه مردم كار اصلی کمونیستهاست

 

بابک یزدی

اخیرا دوستی که مواضعی بینابینی دارد و در جلسات گوناگون سیاسی و ادبی و هنری از مخالفین جمهور اسلامی گرفته تا لابیهای آن شرکت کرده و با همه ی آنها هم تا حدودی دوست است، مسئله ای را مطرح کرد مبنی براینکه شما کمونیستها نخود همه آشی هستید و هر کجا تعدادی جمع می شوند كه بخواهند خوش باشند و دمی به خمره بزنند شما خوشی آنها را به هم می زنید! و از اعدام زندان و شکنجه و سنگسار حرف می زنید. شما هم مثل حزب الهی ها که همیشه مزاحم خوشی مردم و عروسیهای آنها می شوند در این طرف مرزها همین کار را میکنید.

جملات بالا حرف تنها این دوست مورد اشاره ی من نیست بلکه ورد کلام طیف دو خردادی ـ موسوی چی، توده ای ـ اکثریتی و خیل روشنفکران اخته و پشیمان و یا به اصطلاح حقوق بشری و متمدن امروزی است كه حوصله دیدن اعتراض به اعدام و تباه شدن زندگی انسانها در آن جامعه را ندارند. و به همین سیاق این نوشته جوابی تنها به این دوست نیست بلکه به کل این مدعیان طلبکار از کمونیستهاست.

از قسمت آخر شروع کنم که اولا آزادی بدون قید و شرط عقیده و بیان و نحوه ی ابراز آن برای همه هست و از حزب الله تا مجاهد و تا سلطنت طلب و کمونیست همه باید بتوانند ابراز عقیده کنند و هیچ کسی هم تحت هیچ بهانه و مقدسات و اما و اگری نباید اجازه داشته باشد جلوی ابراز عقیده ی آنها را بگیرد. اما مسئله ای که خیلی از این دوستان آن را در نظر نمی‌گیرند این است که آزادی بیان در ارتباط با قدرت حاکم معنی می‌دهد. یعنی یک طرف مردم و آزادیخواهان هستند و در طرف دیگر پاسبان و ارتش و زندان و سپاه و بسیج، و این امریست جهانی. و آزادی و دمكراسی خواستن از جریانات سیاسی اپوزیسیون مثل کمونیستها که قربانیان نظام حاکم هستند، گمراه کردن، سوراخ دعا گم کردن و آدرس اشتباهی دادن است.

در مورد حزب الله در ایران که مزاحمت ایجاد کرده و خوشی و شادی جامعه را به هم می زند، قدرت و قانون و اسلحه و سپاه و بسیج رژیم را پشت سر دارد و مزاحمت برای مردم در خانه و کاشانه شان درست می کند و عروسی مردم را به عزا تبدیل می کند. این حزب الله بدون پشتوانه قدرت دولتی هیچ کدام از این غلط ها را نمی تواند بکند. مقایسه مبارزه، افشاگری و آگاه گری کمونیستها و دیگر مخالفین رژیم که اکثرا قربانیان رژیم هستند و اعتراض مدرن و حق طلبانه به قتل و کشتار و جنایت و اعدام و سنگسار رژیم را سازمان می‌دهند با جنایت حزب الله نه تنها بی انصافی که شنیع و شرم آور است. این طیف در خارج از کشور وقتی از آزادی بیان به اصطلاح دفاع می کند، از تتمه های رانده شده از رژیم مثل گنجی، سازگارا، مخملباف، نبوی و طیف دوخردادی و "خودی"ها دفاع می کنند و حداكثر آرمان و آمالشان "بیانیه حقوق بشر" و دمکراسی است البته باز برای همین "خودی"ها! و نوبت كه به آزادی کمونیستها می رسد هزار اما و اگر می آورند.

 اگر در کنسرت، جشنواره و محلی که مهاجرین زیادی رفت و آمد می کنند چند تا انسان شریف و آزاده جنایات رژیم را به نمایش بگذارند با بیشترین حمایت و تشویق وحمایت رفت و آمد كنندگان مواجه می شوند؛ و تنها کسانی که با این امر مشکل دارند همین به اصطلاح مدافعین دمکراسی و "حقوق بشری‌"ها هستند. و البته كه کمونیستها شامل دمکراسی و حقوق بشر آنها نمی شوند. اگر به شکل جدی هم با آنها صحبت کنی حرف دلشان این است که شما کمونیستها مزاحم نمایندگان "از ما بهتران"ها نشوید و بگذارید راحت کارشان را بکنند. و شما هیچ کجا حاضر نشوید. هیچ کاری نکنید. هیچ اعتراضی به هیچ جناح سرمایه نکنید و خیلی متمدنامه مثل ما بروید و در خانه تان مقاله بنویسید که حق شماست!

برای نمونه در جشنواره تیرگان که ظاهرا دست اندرکاران آن رژیمی نیستند و در ۴ روز هنرهای مختلف را به نمایش گذاشته اند و انسانهای شریفی هم در میان آنها یافت می شود، می بینیم که وقتی نهاد "مادرن علیه اعدام" در قسمت ورودی محل که هیچ ربطی هم به جشنواره ندارد عکسهای اعدامیها و تعدادی از زندانیان زیر اعدام را همراه خود دارند و به روایتی اگر در جشنواره هنر تعدادی هنرمند به نمایش گذاشته می شود نهاد "مادران علیه اعدام " نیز هنر سران رژیم را به نمایش می گذارند و عکسهایی از انسانهای شریف و مبارزی را که اتفاقا برای شادی، خوشی، رهایی، آسایش، رفاه و خوشبختی مردم جان داده و یا زیر تیغه ی اعدام هستند را به نمایش می گذارد و مورد حمایت و استقبال مردم هم قرار می گیرد، ولی باز می بینیم تعدادی انگشت شمار همین را هم بر نمی تابند. جالبی قضیه اینجاست که در این برنامه یکی از دوستان عکسی را که شامل چندین زندانی سیاسی زیر اعدام که در زیر آن نوشته شده بود "می خواهیم زنده بمانیم" در داخل محوطه با خود حمل می کرد و مورد توجه خیلی از بازدیدکنندگان جشنواره قرار گرفت؛ یک دفعه یکی از مسئولین برنامه با ته ریش معروف  پلیس را خبر کرد که صاحب این عكس را بیرون کنید. این موضوع حدود نیم ساعتی طول کشید چون دوست ما با خونسردی و متانت به انگلیسی عکسها را همراه با هنر رژیم اسلامی توضیح می داد که من در اینجا نه شعار می دهم و نه بلندگویی دارم و نه مزاحم کسی هستم. تنها دارم این عکسها را با توضیحات نوشته شده با خود حمل می کنم تا مردم ببیند در آن كشور چه بر سر مردم می آورند. پلیس هم به توضیحات دوست ما خیلی سمپاتی پیدا کرده و مطرح می کرد که من مشکلی با این ندارم و برای کارتان هم احترام می گذارم ولی دست اندرکاران برنامه از ما خواسته اند شما را بیرون کنیم. این تنها نمونه در این جشنواره نیست. در اکثر این نوع جشنواره ها از میان دست اندرکران تعدادی پیدا می شوند که با هرگونه مخالفت و یا افشاگری علیه رژیم مشکل دارند. و این داستان ۳۵ سال حکومت اسلامی در داخل و ظاهرا حقوق بشری ها و دموکراسی خواهان در خارج کشور هست.

خیلی ها فکر می کنند که این برنامه ها ممکن است مستقیم کار رژیم نباشد ولی غیرمستقیم از رژیم حمایت كرده و یا توسط عناصری از رژیمی ها طراحی می شود. گفته می شود كه از مردم و هنرمندان غیر رژیمی چنین کارهایی با چنین بودجه هایی ساخته نیست. من چون اطلاع و شناخت کافی ندارم کسی و نهادی را هم به وابستگی به جایی متهم نمی کنم. و هنرمندان قابل احترامی را هم می شناسم که در این جشنواره ها شركت كرده و برنامه دارند.  اما یک مورد ندیده ام از هنرمندان معترض و مبارز مخالف رژیم دعوت کنند. به طور نمونه گروه خورشید خانم به سرپرستی آرام بیات 25 سال هست در کانادا فعالیت دارد  و در این جشنواره ها صد ها هزار دلار خرج می شود تا هنرمندی از خارج از کشور بیاورند. یا کارگردان های مبارزی چون یوسف اکرمی و مسعور رئوف و یا خوانندگانی چون شیرین مهربد درکانادا هستند که یک مورد هم به  این جشنوراره ها دعوت نشده اند.

اما من چون یک پای ثابت اعتراضات به رژیم اسلامی در کانادا  بوده و هستم، و همیشه شاهد چنین افراد و چنین جشنواره‌هایی بوده ام یک سئوال همیشه ذهنم را بخود مشغول کرده و آن اینکه چرا همیشه از میان دست اندرکاران تعدادی هستند که مخالف حضور معترضین به رژیم  و جنایایت آن حتی در بیرون مراسم هستند. (با اینکه چندان هم کاری از دست آنها ساخته نیست، چرا كه طبق قوانین کانادا هر جمعیت کمتر از ۲۵ نفری می تواند در هر محل عمومی حتی بدون مجوز دولت و پلیس تجمع، اظهار عقیده و بیان و اعتراض کند.) سوال من این است که این مسئول و یا مسئولین ناآگاهانه این کار را می کنند و یا جیره و مواجب بگیر رژیم هستند و یا شغلشان چنین ایجاب میکند؟!

در هر حال کمونیستها با اینکه همیشه در اکثر نظامهای دیکتاتوری و فاشیستی كه به شهادت تاریخ از اولین قربانیان رژیم ها بوده اند، پیشگام مبارزه برای خوشی، شادی، رفاه، آسایش و خوشبختی مردم بوده اند و مقایسه ی آنها با جریانات اسلامی و ارتجاعی وقاحت ویژه ای می خواهد.