سخنی کوتاه با سازنده ی فیلم “لو رفتن ماهیت حقیقی کمونیست ها”
 
 
روز ۱۸ مه در تورنتو همایشی در دومین سالگرد اعدام دو برادر محمد و عبدلله فتحی در بزرگداشت زندگی ـ و نه به اعدام ـ این دو برادر توسط نهاد “مادران علیه اعدام” و مشخصا مهوش علاسوندی و بیژن فتحی، مادر و پدر محمد و عبدالله برگزار شد.
اطلاعیه این برنامه از دو ماه قبل در نشریات شهر و سایت های مختلف اینترنتی منتشر شده بود و لیست سخنرانان و جزئیات برنامه از قبل معلوم و در اختیار مردم قرار گرفته بود.
در این مراسم فیلمی مستند از زندگی این دو برادر که توسط یوسف اکرمی کارگردان ضد رژیم اسلامی ساخته شده بود برای اولین بار نمایش داده شد. آرام بیات سرپرست گروه هنری “خورشید خانوم” رقصی جمعی از گروهش که فرارسیدن بهار و رفتن زمستان را نوید می داد به نمایش درآورد. شهرزاد ارشدی همرزم و همراه زهرا کاظمی در مورد زهرا کاظمی و پروسه دادگاه و شکایت پسر زهرا کاظمی از دولت ایران صحبت کرد. نمایشگاه عکسی از اعدام شدگان توسط رژیم های شاه و جمهوری اسلامی، از تفکرات مختلف فکری و سیاسی و مذهبی در بیرون سالن به معرض دید همگان گذاشته شده بود و پیام هایی از افراد و جریانات سیاسی مختلف فرستاده شده بود که بیژن فتحی به آنها اشاره کرد. از کاسپین ماکان نیز به عنوان نامزد ندا آقاسلطان دعوت شده بود که در این ارتباط بر علیه اعدام صحبتی داشته باشد.
همه برنامه و سخنرانیها به شکلی وزین و پربار علیه رژیم اسلامی و علیه نفس اعدام پیش رفت، تا نوبت به کاسپین ماکان رسید. کاسپین ماکان به جای صحبتهایش، فیلمی چند دقیقه ای را ساخته بود که خواسته بود قبل از صحبتش پخش شود. فیلم کاسپین و صحبتهای او هیچ ربطی به جلسه و برنامه علیه اعدام نداشت و بیشتر تبلیغ ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی، “مرز پرگهر”، “خاک پاک”، “خلیج همیشه فارس” و کورش و داریوش و مقداری هم کلی گویی بود. او پس از پخش فیلمش که برای سخنرانی دعوت شد از من که مسئول بخش فنی برنامه بودم خواست که فیلم را دوباره گذاشته و روی پرچم شیر و خورشیدی که خودش اختراع و ابداع کرده بود مکث کنم. من علیرغم میل باطنی و تفکر خودم چون مسئول فنی بودم این کار را کردم. یکی از حضار در اعتراض به این کار جلسه را ترک کرد و گفت شما حق تبلیغ ایدئولوژی خودت را اینجا نداری، که برای مدت کوتاهی برنامه از تنظیم و روال عادی خارج و دوباره ادامه پیدا کرد.
آقای کاسپین البته در جلسه ی مشابهی در مرکز قربانیان شکنجه نیز همراه با مهوش علاسوندی سخنرانی داشتند که در آن جلسه هم خبری از پرچم سه رنگ نبود ولی آقای ماکان کمبود آن را احساس نکرده و اعتراضی هم نکرد ولی چرا در این جلسه چنین اقدامی کرد پاسخی است که ایشان باید بدهد.
چند روز پس از این برنامه، شخصی نامعلوم، بی نام و نشان و بی هویت که شهامت معرفی خود را نیز نداشته، فیلمی چند دقیقه ای به سبک سانسورچیان از گوشه و کنار و سخنان سخنرانان بریده و دستچین کرده که گوشه هایی از ۴ ساعت برنامه را انتخاب کرده و هر چه توانسته برعلیه کمونیسم و کمونیستها بد و بیراه گفته و از نظام ساواک و شاهنشاهی دفاع کرده است.
یک وجه افشاگری این فیلم از همایش علیه اعدام، این است که ایشان ادعا کرده که همه برنامه و دست اندرکاران و … کمونیست بوده اند! چه جرم بزرگی و چه افتخاری نصیب همه ی برگزار کنندگان. مینا و بیژن و مهوش و … علیه اعدام صحبت کردند نه درمورد ایدئولوژی شان و تنها کاسپین بود که علیه اعدام حرفی نزد اما برعکس مثل اینکه آمده بود از فرصت استفاده کند و تبلیغ پرچم شیر و خورشید و ایدئولوژی خود را بکند. در تماسی با کاسپین ماکان ایشان ساختن این فیلم را رسما تکذیب کرد و گفت: “در ضمن هرگز در جریان ساخت نقد ویدئویی که میفرمائید نبودم.”
اما یک لحظه فرض کنیم که سازنده فیلم درست می گویند و همه کمونیست بودند. آیا این واقعا جرم است یا افتخار؟ که کمونیستها جمع شده اند و برعلیه اعدام حرف می زنند. و تازه از یک غیر کمونیست هم دعوت کرده اند که بیاید و برعلیه اعدم حرف بزند. آن غیرکمونیست (کاسپین) در این برنامه که علیه اعدام بود نه تنها یک کلمه علیه اعدام حرف نزد، بلکه گفت که این موضوع دغدغه و مشغله ایشان نیست! باید به سازنده ی این فیلم گفت که حق دارید! کسی که افتخارش رضاشاه و محمدرضا شاه است نمیتواند مخالف اعدام باشد. به کاسپین هم باید گفت که در برنامه ای که علیه اعدام بود و موضوع ایشان از ابتدا این بود که “مشغله ایشان نیست، لااقل باید احترام میگذاشت و دعوت را نمیپذیرفت. درست این بود و سنگین تر می بودید.
سازنده ی این فیلم گویی هنوز در ایران زیر سیطره جمهوری اسلامی است و با تفکر آنها زندگی می کند و پشتش به آنهاست؛ و یا در زمان رژیم شاه که کمونیست بودن از منظر این دو رژیم جرم بوده و تبلیغات جنگ سردی ساواک و CIA و موساد و مسجد و منبر و محراب و … که کمونیست ها چنین و چنان هستند را در ذهن خود دارد. البته آش ضد کمونیستی چنان شور است که دیگر رهبر ایشان آقای رضا پهلوی و حتی طرفداران رژیم اسلامی هم خجالت می کشند مثل ایشان حرف بزنند. ایشان مثل اینکه در این کره خاکی زندگی نمی کنند. مثل اینکه نمیدانند مبارزان واقعی علیه اعدام و مدافعان عمیق آزادی های سیاسی نه شاهان سرکوبگر بلکه کمونیست ها بوده اند. یا نمی دانید و یا خودتان را به نادانی زده اید که کمونیست ها اولین قربانیان حکومت اسلامی بودند. بیشترین کشتار و قتل عام را هر دو رژیم از کمونیستها کردند. شما یا نمی دانید و یا خودتان را به نادانی زده اید که کمونیست ها هستند که برای خوشی، شادی، رهایی، آسایش و رفاه جامعه مبارزه و فداکاری کرده اند. وارطان ها و خسرو گلسرخی ها و … را شاه و سعید سلطاپورها و تقی شهرام ها و هزاران کمونیست دیگر را رژیم اسلامی اعدام کرده و شما هنوز هم بیشرمانه از رژیم ساواک و شکنجه و اعدام شاه که کارشناسان و شکنجه گرانش تربیت شده CIA بودند دفاع میکنید و خجالت هم نمی کشید.
شما مدافع اعدامهای رضاخان هستید و مدعی هستید که رضا خان، قلدرها و سرکش ها را اعدام میکرد در صورتی که رضاخان خودش در جامعه به رضاخان قلدر معروف بود و با کودتا توانست خون پادشاهی را در رگهای سلسله پهلوی جاری کند و گرنه رضا پهلوی هم امروز میلیونها دلار ثروث باد آورده نداشت و شاه زاده هم نبود. حالا باید دید و پرسید که رضا پهلوی چه موضعی میگیرد: از رضا شاه قلدر و اعدام هایش دفاع میکند یا علیه اعلام می ایستد!؟
من افتخار می کنم که به عنوان یک آزادیخواه و کمونیست بیش از ۳۰ سال از عمر خود را هر کجا بوده ام و توانسته ام برعلیه بی عدالتی، زندان، شکنجه، اعدام، سنگسار و قوانین ارتجاعی شاه و خمینی مبارزه کرده ام. در پرونده ی شما چه چیز موجود است؟